عادت می کنیم
این که انسان AC detector است، چه در سطوح پایینی شناخت و ادراک اش (تغییر نور محیط چشم را اذیت می کند نه مطلق نور، انتظار ضربه درد آن را کم تر می کند، ...)، چه در سطوح بالاتر ادراک و فهم (پول دارتر شدن آدم ها را خوش حال می کند نه مطلق پول، آدم ها از افزایش آزادی شان لذت می برند نه از آزادی مطلق، ... ) اذیت ام می کند.
(نمی دانم این AC detection در سطوح کلان رفتاری مثل جنبه های اجتماعی، عاطفی، ... ریشه ای در آن AC detection های سطوح پایین تر دارد یا نه. )
_ نمی دانم چرا: شاید چون از نسبیت می ترسم، شاید چون از اعتماد آور نبودن حواس و ادراک می هراسم؛ شاید چون یقین می طلبم، شاید چون قرار می جویم. نمی دانم.
0 comments:
ارسال یک نظر