یک کار خوبی که این سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای میکند این است که به فراخور مناسبتها، فایل صوتی یا متن سخنرانیها، پیامها و بیانات مرتبط رهبر با آن موضوع و مناسبت را بازنشر میکند.
مثلا، هنگام سفر اخیر محمود احمدی نژاد به سازمان ملل، فایل صوتی و متن سخنرانی آیتالله خامنهای در اجلاس عمومی سازمان ملل در سال 66 را منتشر کردند. یا به مناسبت روز بزرگداشت حافظ، بیانات در كنگره جهانی بزرگداشت حافظ در سال 67 را روی سایت گذاشتند.
حالا، به مناسبت ولادت امام هشتم شیعیان هم بخشهای از پیام آقای خامنه ای به کنگره جهانی امام رضا در سال 66 را، با عنوان"شش تدبیر امام رضا علیهالسلام در نبرد با مامون" گذاشته اند. اگر وقت و حال داشتید، بخوانید. پیام، اول به تدابیر مامون، و سپس به سیاستهای امام رضا میپردازد، و در نهایت نتیجه گیری میکند.
قسمت منتخب من از همین بخش نهایی است:
...مأمون نه تنها با حضور او نتوانسته معارضان شيعي خود را به خود خوشبين و دست و زبان تند آنان را از خود و خلافت خود منصرف سازد بلکه حتي عليبنموسي مايهي امان و اطمينان و تقويت روحيه آنان نيز شده است، در مدينه و مکه و ديگر اقطار مهم اسلامي نه فقط نام عليبنموسي به تهمت حرص بدنيا و عشق به مقام و منصب از رونق نيفتاده بلکه حشمت ظاهري بر عزت معنوي او افزوده شده و زبان ستايشگران پس از دهها سال به فضل و رتبه معنوي پدران مظلوم و معصوم او گشوده شده است.
کوتاه سخن آنکه مأمون در اين قمار بزرگ نه تنها چيزي بدست نياورده که بسياري چيزها را از دست داده و در انتظار است که بقيه را نيز از دست بدهد. اينجا بود که مأمون احساس شکست و خسران کرد و در صدد بر آمد که خطاي فاحش خود را جبران کند و خود را محتاج آن ديد که پس از اين همه سرمايهگذاري سرانجام براي مقابله با دشمنان آشتيناپذير دستگاههاي خلافت يعني ائمه اهلبيت (عليهمالسّلام) به همان شيوهاي متوسل شد که هميشه گذشتگان ظالم و فاجر او متوسل شده بودند، يعني قتل.
بديهي است قتل امام هشتم پس از چنان موقعيت ممتاز به آساني ميسور نبود. قرائن نشان ميدهد که مأمون پيش از اقدام قطعي خود براي به شهادت رساندن امام به کارهاي ديگري دست زده است که شايد بتواند اين آخرين علاج را آسانتر به کار برد، شايعهپراکني و نقل سخنان دروغ از قول امام از جمله اين تدابير است، به گمان زياد اينکه ناگهان در مرو شايع شد که عليبنموسي همه مردم را بردگان خود ميداند جز با دستاندرکاري عمال مأمون ممکن نبود.
هنگاميکه ابيالصلت اين خبر را براي امام آورد حضرت فرمود: "بار الها، اي پديدآورنده آسمانها و زمين تو شاهدي که نه من و نه هيچ يک از پدرانم هرگز چنين سخني نگفتهايم و اين يکي از همان ستمهائي است که از سوي اينان به ما ميشود."
تشکيل مجالس مناظره با هر آن کسي که کمتر اميدي به غلبه او بر امام ميرفت نيز از جمله همين تدابير است. هنگاميکه امام، مناظره کنندگان اديان و مذاهب مختلف را در بحث عمومي خود منکوب کرد و آوازه دانش و حجت قاطعش در همه جا پيچيد، مأمون در صدد برآمد که هر متکلم و اهل مجادلهاي را به مجلس مناظره با امام بکشاند، شايد يک نفر در اين بين بتواند امام را مجاب کند. البته چنان که ميدانيم هر چه تشکيل مناظرات ادامه مييافت قدرت علمي امام آشکارتر ميشد و مأمون از تأثير اين وسيله نوميدتر....