شنبه، تیر ۲۳، ۱۳۸۶

استانداردهای لازم

ء"سلام.ء
من ... هستم، مجری بخش صبح گاهی رادیو ...ء
ءعذرخواهی می کنم که امروز صدا م کیفیت و استانداردهای لازم رو نداره..."ء

سه‌شنبه، تیر ۱۹، ۱۳۸۶

علم و عمل

دوستی در مجلس مقاله خوانی نقد مارکس می کرد که به تمام لوازم حرف خود پابند نبوده وقتی که "دست کشیدن از نظریه پردازی و پرداختن به عمل" را تئوریزه کرده است، به جای آن که به آن عمل کند.ء
ء
امروز که گیتا می خواندم و رسیدم به این که:ءء
ء"کودکان و نه خردمندان، علم را از عمل جدا می دانند.ء
لیکن به حقیقت آن که یکی از این دو را داشته باشد دیگری را نیز دارد."ء
ء
فکر کردم شاید بتوان به حوزه عمومی و اجتماعی-سیاسی هم تسری اش داد: اجتماع های با سامان "کودکانه" نظر و عمل را از هم جدا می دانند _چه تاکید صِرف بر نظر داشته باشند، چه بر عمل_ اما سازمان های اجتماعی و سیاسی پخته تر، به تجربه، و از پس دوران های مکرر لغزیدن به یک سو و نفی و انکار جانب دیگر، در یافته اند که این دو به هم آمیخته اند و از یکدیگر متاثر، و نمی توان یکی را بی دیگری داشت.ء
ء
گویا تمام این حرف زدن ها _حتی در باره ی لزوم حرف نزدن و عمل کردن_ محصول عمل نکردن است. و برای آن که درگیر رفتن و شدن و کردن است همان قدر که لزوم کردار حل شده است لزوم حرف هایی که مبنای عمل قرار گیرد و با این حال آمیخته به، بر آمده از و در حین عمل باشد نیز حل شده است.ء

شنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۶

من نه من ام 1


پی شوق و التجایی نیست این تقلا و گریز؛
گریزِ دم به دم است از تصویرِ آخرین خود.ء

-----
پ.ن.ء
هگل راست می گوید. (می دانم چپ هم می گوید!) تضاد (2) پیش می برد.ء
این که این پیش راندن به سوی تعالی است یا انحطاط را نمی دانم؛ اما آین قدر هست که نقض و نفی معنای تُنُکِ دو ارزشیِ "یا این یا آن"، "ص" یا "نقیض ص"، را ندارد.ء
دو تایی دیدن ضعف فاهمه است، ساده سازی قوای شناخت در مواجهه با تکثر و پیچیدگی و ابهام طبیعت_ و خود، به عنوان جزئی از طبیعت.ء
ء
ء
***
ء
ء1. طوری بخوانیدش که مثلا این را می خوانید: "پ"، "نقیض پ" است.ء

جمعه، تیر ۱۵، ۱۳۸۶

قِران نامیمون

.
خوب، اگر این قدر دردسر داشت، چاپ اش نمی کردید!...ء
.

چهارشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۶

ء
ء

این سنت پدر کُشی

طرفه آن که
_سوگ ناک یا مضحک_
قدرت و سلاح پدر کشی ات
خود میراث سنت پدری بود

ء

ء

پدر را کشتی
با سلاح خون آلودش در دستان ات چه می کنی؟

دوشنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۶

بیرون زمان

ساعت نمی بندم.ء
کارش را مثل خیلی کارهای دیگر تلفن همراه می کند.ء
ء
جایی در تفکرات ام برای محاسبه ای سن ام لازم شد.ء
به صفحه ی نمایش اش نگاه کردم.ء
ء
چهار رقمی بودن عددی که نشان می داد یادم آورد که از سنخ سن و سال نیست آن چه دیده ام.ء

یکشنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۶

نتوانم

من
بی می ناب
زیستن
نتوانم
ء
من
با می ناب
زیستن
نتوانم

در وب گردی ها به این برخوردم. گویا بیانیه ی کنفرانسی است که سال 99 یونسکو در پاریس برگزار کرده.ء
ء
آن بیانیه و مخلفات دیگری که همان جا هست، هر چند قسمت هایی اش لفاظی های متعارف است، اما به نظرم فضای کلی نگاه دانشمندان و محیط علمی به وضعیت فعلی علم، و نسبت اش با چیزهای دیگری مثل یقین و قطعیت، تحویل گرایی، نسبی انگاری، جامعه، اخلاق، دین، محیط زیست و غیره را نسبتا و به اختصار نشان می دهد.ء
ء
پ.ن
می دانم گزاره ای که گفتم خیلی کلی و مبهم شد اما منظورم چیزهایی از این دست است که: مثلا هیچ فیزیک دان کوانتوم خوانده ای امروز یقین لاپلاسی را در پیش بینی ندارد، اما از آن طرف حرف های نسبی گرایان افراطی، پست مدرنیست ها و ساخت گرایان اجتماعی ای که علم را برساخته ی اجتماعی می دانند هم قبول ندارد (خدا اموات آقای سوکال را بیامرزد).ء
این گونه روندها و نگرش های فضای علمی را به نظرم می شود در آن دید.ء