سه‌شنبه، تیر ۱۹، ۱۳۸۶

علم و عمل

دوستی در مجلس مقاله خوانی نقد مارکس می کرد که به تمام لوازم حرف خود پابند نبوده وقتی که "دست کشیدن از نظریه پردازی و پرداختن به عمل" را تئوریزه کرده است، به جای آن که به آن عمل کند.ء
ء
امروز که گیتا می خواندم و رسیدم به این که:ءء
ء"کودکان و نه خردمندان، علم را از عمل جدا می دانند.ء
لیکن به حقیقت آن که یکی از این دو را داشته باشد دیگری را نیز دارد."ء
ء
فکر کردم شاید بتوان به حوزه عمومی و اجتماعی-سیاسی هم تسری اش داد: اجتماع های با سامان "کودکانه" نظر و عمل را از هم جدا می دانند _چه تاکید صِرف بر نظر داشته باشند، چه بر عمل_ اما سازمان های اجتماعی و سیاسی پخته تر، به تجربه، و از پس دوران های مکرر لغزیدن به یک سو و نفی و انکار جانب دیگر، در یافته اند که این دو به هم آمیخته اند و از یکدیگر متاثر، و نمی توان یکی را بی دیگری داشت.ء
ء
گویا تمام این حرف زدن ها _حتی در باره ی لزوم حرف نزدن و عمل کردن_ محصول عمل نکردن است. و برای آن که درگیر رفتن و شدن و کردن است همان قدر که لزوم کردار حل شده است لزوم حرف هایی که مبنای عمل قرار گیرد و با این حال آمیخته به، بر آمده از و در حین عمل باشد نیز حل شده است.ء

2 comments:

ناشناس گفت...

به قول شیخ اجل:
بار درخت علم ندانم، مگر عمل
با علم گر عمل نكني، شاخ بي‌بري
راستی، این موافقت با عباس عبدی به مخالفت بدل شد آیا؟!

sdrsd گفت...

نه، موافق ام هنوز. هنوز فکر می کنم حاکمیت به سمت محدود شدن و محدود کردن می رود، و خیلی چیزها (مثل سهمیه بندی) را باید با فرض آمادگی برای شرایط بحران تحلیل کرد. حذف سازمان برنامه هم در قسمت هایی موید آن تحلیل است.

مشکل وبلاگی بود. دوباره نگذاشتم اش