دوشنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۸

زبان نفرت و سران فتنه



خب، فعلا که گویا بازارِ خوش‌خدمتی‌ها گرم است، و متناظر و در ارتباط با آن، بازیِ لجن‌مالی‌ها و نفرت‌پراکنی‌ها: امان از عقده‌هایی که هیچ‌گاه گشوده نمی‌شوند، و امان از مردمی که توانِ مهارِ کینه‌ها و حقارت‌های شان را ندارند. به عنوان مشتی -و تنها مشتی- از خروار:
آقای شجونی گفته اند:
{شجونی با ذکر خاطره‌ای از جلسه مشترک خود با موسوی‌خوئینی‌ها در زمان دادستانی کل کشور وی، گفت:} در یک جلسه زمانی که من صحبت کردم ایشان که دادستان کل کشور بود، می‌گفت که این آقای شجونی را باید دستگیر کرد برای اینکه در زمان میرحسین هم، مخالف میرحسین بود. من هم از آن جلسه قهر کردم و گفتم:  بله بنده مخالف میرحسین بوده و هستم. من طرفدار آیت‌الله خامنه‌ای (که آن زمان رئیس جمهور بودند) بودم.
و در ادامه:
در این انقلاب دو نفر فتنه ‌اند یکی موسوی‌ خوئینی‌ها و دیگری بهزاد نبوی و تشکیلات نظام باید به حساب این‌ها برسد و اگر چنین اتفاقی نیفتد من اسم آن‌ها را شاه‌ سلطان حسین خواهم گذاشت.
*
«حمید امیدی» هم در «یادداشت روز» کیهان خط ثابت حمله به طرح وحدت و تقاضای محاکمه "سران اغتشاش" را پی گرفته است، با ادبیاتی که حتی برای اعصابِ میزان شده برای تحملِ سوهانِ روحِ کیهان هم عجیب و جان‌کاه است. فرازهای خواندنی این نوشته کم نیست، اما این گونه، در اوج، تمام می‌شود:
برخي از نخبگان و خواص سياسي در جريان انتخابات و حوادث پس از آن مردود شدند. آنان بايد مراقب باشند كه در آزمون پيش آمده مجدداً نمره ردي نگيرند. «وحدت» جزو اصول اسلامي و آموزه هاي انقلاب و امام(ره) است. «وحدت» امر مقدس و حرف حقي است كه اين روزها طرف باطل از آن به نفع خود برداشت مي‌كند.
شمشير عدالت جوي نظام به عمود خيمه معاندين و فتنه انگيزان نزديك شده است. كاري نكنيم كه كلام حقي چون «وحدت» بر سر نيزه ها رود.
که وقتی کنارِ خوش‌رقصی‌های اخیر کسانی مثل آقای محمدجواد لاریجانی و استفاده ی ایشان از تعابیر غریبی هم‌چون "انتحار سیاسی" و "رویکرد جدید ترور و خشونت" و "خروج بر امام عادل" قرار می‌گیرد، ترسناک‌تر هم می‌شود؛ اگر پای دلایل فرامعرفتی دیگری در کار نباشد.