این فعل و فاعل های جمله های تو سر گیجه می گیرند آخر. مگه دستور زبان فارسی چه مشکلی داره؟ "این روزها کارها زیاد اند، اما آنهایی که بر خوابیدن مرجح باشند، کم اند." پایان نامه ات رو بده من ویرایش کنم و گرنه استاد راهنمات بعد از خوندنش یه گلستان سعدی می نویسه!
پایان نامه رو می دم، چون باید نمره از کسایی بگیرم که بعیده این حرف ها قانع شون کنه!، ولی در مورد این: اهمیت و ضربه جمله ی اول با "کارها" است، بعد "زیاد" بودن شان، و بعد قید "این روزها" باید به عنوان خاتمه و جزء نهایی جمله بیاد. در باره ی جمله ی دوم هم بردن "کم اند" به آخر جمله، جدای از این که تضاد با "زیاد اند" رو کم رنگ می کنه، به آهنگ جمله هم لطمه می زنه. به همین خاطر فکر می کنم این دو جمله، که دست کم چند باری جا به جا و بازنویسی شده، فرم نهایی اش -دست کم فعلا- همین باشه. در باره ی گلستان هم: فکر کنم جا به جایی های این شکلی، اصلا تو کت سعدی صاف و سهل نویس نره. در واقع یکی از راه های تشخیص سعدی-نوشته ها برای من همین ه که چه قدر از صورت عادی و طبیعی یک جمله فاصله گرفته: هر چه بیش تر، احتمال از سعدی بودن اش کم تر.
5 comments:
صدرا تو بخواب، من بيدارم!
همان موقع كه حس كردم بايد ميگفتم. نه الان كه فهميدم. در دلم - به جز الان - ميستايمت، بلاگت را كه ميخوانم
جواد جان، خیلی لطف می کنی!
روح اله عزیز، همین که کلیک-رنجه می کنی این جا را می خوانی، افتخاری است، چه رسد به این که از این نوشابه ها هم باز کنی!
این فعل و فاعل های جمله های تو سر گیجه می گیرند آخر. مگه دستور زبان فارسی چه مشکلی داره؟
"این روزها کارها زیاد اند، اما آنهایی که بر خوابیدن مرجح باشند، کم اند."
پایان نامه ات رو بده من ویرایش کنم و گرنه استاد راهنمات بعد از خوندنش یه گلستان سعدی می نویسه!
پایان نامه رو می دم، چون باید نمره از کسایی بگیرم که بعیده این حرف ها قانع شون کنه!، ولی در مورد این:
اهمیت و ضربه جمله ی اول با "کارها" است، بعد "زیاد" بودن شان، و بعد قید "این روزها" باید به عنوان خاتمه و جزء نهایی جمله بیاد. در باره ی جمله ی دوم هم بردن "کم اند" به آخر جمله، جدای از این که تضاد با "زیاد اند" رو کم رنگ می کنه، به آهنگ جمله هم لطمه می زنه. به همین خاطر فکر می کنم این دو جمله، که دست کم چند باری جا به جا و بازنویسی شده، فرم نهایی اش -دست کم فعلا- همین باشه.
در باره ی گلستان هم: فکر کنم جا به جایی های این شکلی، اصلا تو کت سعدی صاف و سهل نویس نره. در واقع یکی از راه های تشخیص سعدی-نوشته ها برای من همین ه که چه قدر از صورت عادی و طبیعی یک جمله فاصله گرفته: هر چه بیش تر، احتمال از سعدی بودن اش کم تر.
ارسال یک نظر