دیرم شده. باز قراری را فراموش کرده ام. شتابان که به خیابان اصلی نزدیک می شوم دعوا می کنند. جمع ایستاده اند و نگاه می کنند. یکی از این ماشین های پلیس از کنارشان می گذرد و حتا، محض کنجکاوی، کُند نمی کند. از این ها ست که وظیفه ی مهم تری دارند: باید بگردند و ارشاد کنند. به آن سوی خیابان، محل دعوا، که می روم تا سریع سوار تاکسی شوم، راند بعدی دعوا را، بعد از یک وقفه و جدایی، جوانِ راننده ی پژو، که دکمه های بالایی پیراهن سیاه اش باز شده، شروع می کند. به سمت پیرمرد حدودا شصت ساله ی نحیفِ موتور سوار، که موتورش روی زمین افتاده، برای حمله می دود. چون جایی که ایستاده ام در مسیر برخورد است مجبور می شوم قدری ضرب جوان را و غیرت اش را، که لابد باید از محاسن اش در می یافتم، بگیرم. ضمن تقلا برای رسیدن به هدف و استفاده ی درست از دستان اش، سعی می کند توضیح دهد که گویا قضیه بر سر نسبت دادنِ کشیدن چیزی است و "آخه فحش ناموس داده". طبعا قانع می شوم و می پذیرم که وقتی دیگر نمی توانم کنترل اش کنم چَک و مشتی که بر سر و روی پیرمرد می بارد حق او و پیرمرد بوده. گر چه به این هم قناعت نمی کند و پس از وقتِ استراحت بعدی، باز، بر می گردد و با لگد شیشه های موتورِ روی زمین را می شکند، تا جراحت غیرت اش کامل ترمیم شود.
پژوی اش را که راه می اندازد (در) برود، پلاک اش را نگاه می کنم و از کنارم که می گذرد می گویم پلاک ات را نوشتم. فحشی که شایسته ی آدم های رذلی مثل من باشد (و البته نباید از آن ناراحت یا غیرتی شوند) را نثارم می کند و می گذرد.
بر می گردم شماره را به مضروب بدهم و بروم. با دست لرزان اش روی دست دیگرش حروف ناخوانایی را نوشته که قرار است شماره ی پلاک باشد. دستان اش را می گیرم که کم تر بلرزد، روی کاغذی پلاک را می نویسم و می دهم دست اش، بعد شماره ی صد و ده را می گیرم و پس از چند دقیقه ای که بر می دارد آدرس را می دهم. و می روم.
پژوی اش را که راه می اندازد (در) برود، پلاک اش را نگاه می کنم و از کنارم که می گذرد می گویم پلاک ات را نوشتم. فحشی که شایسته ی آدم های رذلی مثل من باشد (و البته نباید از آن ناراحت یا غیرتی شوند) را نثارم می کند و می گذرد.
بر می گردم شماره را به مضروب بدهم و بروم. با دست لرزان اش روی دست دیگرش حروف ناخوانایی را نوشته که قرار است شماره ی پلاک باشد. دستان اش را می گیرم که کم تر بلرزد، روی کاغذی پلاک را می نویسم و می دهم دست اش، بعد شماره ی صد و ده را می گیرم و پس از چند دقیقه ای که بر می دارد آدرس را می دهم. و می روم.
0 comments:
ارسال یک نظر