عقل، عشق، ته تغاری، زورچپون، چی؟
اول. در اتیمولوژی اش نوشته که ملّت های دوست و برادر/خواهر به نام های نامیِ دیگری هم می نامندش:
تُرک ها، به جای این که ادا و اطوار در بیاورند و فکر کنند حتمن آدم باید حکیم و خردمند شده باشد تا این آخرین دندان های میراث اجدادش در آید، مستقیم به سن در آمدن اش اشاره می کنند: می گویند "دندان بیست سالگی." (هر چند من نمی توانم این عزیزی که به دیار باقی شتافت را با این نام بنامم)
عرب ها امّا، مثل ما (و غربی ها)، گویا به عقل و سنّ عقل رسی علاقه ی وافری دارند و همان "دندان عقل" اش می نامند.
کُره ای ها، این جا هم، طبع لطیف شان را بارِ دیگر به منصه ی ظهور می رسانند و "دندان عشق" اش می خوانند؛ که به قول ویکی، به عهد جوانی و رنجِ عشق اول راجع است. (باز هم به کارِ مرحومِ مغفورِ جنّت مکان و خلد آشیانِ ما نمی آید)
ژاپنی ها، مثل همیشه، یک چیز عجیب و غریبی به اش می گویند، در این مایه ها که "از والدین مخفی" (بی استعدادی ذاتی ام را در دیلماجی ببخشایید؛ برابرِ بهتری دارید پیش نهید!): چون وقتی در می آیند که فرزند بارِ سفر بسته است.
اندونزی ها جاندار انگاری را به اعلا درجه رسانده اند؛ دندان های عزیزشان را با فرزندان جگرگوشه مقایسه می کنند و از همان اسمِ کوچکترین بچه شان استفاده می کنند: بومی شده اش می شود، مثلن، "دندان ته تغاری."
تایلندی ها هم گویا فک شان از باقی نژادها کوچکتر است و این قدر اذیت شده اند که به کمبود جای این چهار دندان برای نامیدن شان اشاره می کنند: چیزی می گویند در مایه های "دندون زورچپون." (باز عذر تقصیرِ ترجمه)
(یک چیزهای دیگری هم گفته. که اصلن از اول به خاطر بد ترجمه شدن لغت اش از هلندی بوده که در کل زبان های غربی به این روز افتاده و "دندان عقل" شده. به همراه باقی حرف های اش، با یک العهدة علی الراوی گفتن، به خودش حواله می دهم.)
2 comments:
یکی از انواع دندان دندان طمع است که هر چه بکشند باز هم در می آید. در هر سن و سالی هم باشیم فرقی ندارد نژاد و قوم خاصی را هم استثنا نمی گذارد.
پاینده باشی
خوب پس فعلاً مهمون انواع و اقسام قرص های مسکنی !! دلت برای این ته تغاری که تنگ نمی شه ؟ :))
در باب این پی نوشت من خیلی دوست دارم بدونم سوال خبرنگار چی بوده و اصلاً چرا این یارو یه همچین چیزی گفته..
ارسال یک نظر