پنجشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۷

عقل، عشق، ته تغاری، زورچپون، چی؟

دندان عقل کشیده، تأمل کنان در این که چرا این دندانِ بیهوده ی رنج را دندان عقل و خِرَد نامیده اند، نشسته ام به تورّق اینترنت، که در مدخل مربوطه ی ویکیپدیا می بینم:

اول. در اتیمولوژی اش نوشته که ملّت های دوست و برادر/خواهر به نام های نامیِ دیگری هم می نامندش:

تُرک ها، به جای این که ادا و اطوار در بیاورند و فکر کنند حتمن آدم باید حکیم و خردمند شده باشد تا این آخرین دندان های میراث اجدادش در آید، مستقیم به سن در آمدن اش اشاره می کنند: می گویند "دندان بیست سالگی." (هر چند من نمی توانم این عزیزی که به دیار باقی شتافت را با این نام بنامم)

عرب ها امّا، مثل ما (و غربی ها)، گویا به عقل و سنّ عقل رسی علاقه ی وافری دارند و همان "دندان عقل" اش می نامند.

کُره ای ها، این جا هم، طبع لطیف شان را بارِ دیگر به منصه ی ظهور می رسانند و "دندان عشق" اش می خوانند؛ که به قول ویکی، به عهد جوانی و رنجِ عشق اول راجع است. (باز هم به کارِ مرحومِ مغفورِ جنّت مکان و خلد آشیانِ ما نمی آید)

ژاپنی ها، مثل همیشه، یک چیز عجیب و غریبی به اش می گویند، در این مایه ها که "از والدین مخفی" (بی استعدادی ذاتی ام را در دیلماجی ببخشایید؛ برابرِ بهتری دارید پیش نهید!): چون وقتی در می آیند که فرزند بارِ سفر بسته است.

اندونزی ها جاندار انگاری را به اعلا درجه رسانده اند؛ دندان های عزیزشان را با فرزندان جگرگوشه مقایسه می کنند و از همان اسمِ کوچکترین بچه شان استفاده می کنند: بومی شده اش می شود، مثلن، "دندان ته تغاری."

تایلندی ها هم گویا فک شان از باقی نژادها کوچکتر است و این قدر اذیت شده اند که به کمبود جای این چهار دندان برای نامیدن شان اشاره می کنند: چیزی می گویند در مایه های "دندون زورچپون." (باز عذر تقصیرِ ترجمه)

(یک چیزهای دیگری هم گفته. که اصلن از اول به خاطر بد ترجمه شدن لغت اش از هلندی بوده که در کل زبان های غربی به این روز افتاده و "دندان عقل" شده. به همراه باقی حرف های اش، با یک العهدة علی الراوی گفتن، به خودش حواله می دهم.)

***
دوم. خُب، این کوچک شدن فک، و جا نشدن این دندان آخر از دندان های آسیای بزرگ، را بعضی ها تبیین تکاملی می کنند (دیگه هم آشپزی یاد گرفتیم و هم دندون پزشکی ساختیم؛ به جای این که همه اش برای تأمین انرژی عمر شریف رو بر لب جو به جَویدن هدر کنیم، با اینترنت کردن و تلویزیون دیدن هدر می دیم). بعضی هم نقش رژیم های غذایی فرهنگ های مختلف را مهمتر از عوامل ژنتیکی در تعیین اندازه ی فک می دانند.
اما چیزی که ویکی به اش ارجاع داده بود و جالب بود، تفاوت جوامع انسانی مختلف از نظر درصد جمعیت دارای این دندان ها بود. از صفر (بومی های مکزیک: هیچ کدام شان ندارند) تا صد درصد (جماعتی از آنگولایی ها: فقط 0.2 درصد جمعیت شان ندارند) متغیّر بود.
***
پی نوشت بی ربط:
می خواستم این توضیح واضحات را پایین پست قبلی بدهم، ماند این جا. این که چه طور سرداری که، حتمن بهتر از امثال من، این دردهای باقی مانده ی جنگ را (رفته ها و گذشته های اش به کنار) می بیند و می شناسد، دل اش از امکان درگرفتن جنگی دیگر نمی لرزد و این طور بی محابا و تحریک کننده از کندن گور می گوید. چیزی که احتمالن تنها فایده اش اقناعِ باقی مانده ی افکار عمومی برای حمله ای است که ژنرال های آن وری هر شب خواب اش را می بینند.

2 comments:

ناشناس گفت...

یکی از انواع دندان دندان طمع است که هر چه بکشند باز هم در می آید. در هر سن و سالی هم باشیم فرقی ندارد نژاد و قوم خاصی را هم استثنا نمی گذارد.
پاینده باشی

ناشناس گفت...

خوب پس فعلاً مهمون انواع و اقسام قرص های مسکنی !! دلت برای این ته تغاری که تنگ نمی شه ؟ :))
در باب این پی نوشت من خیلی دوست دارم بدونم سوال خبرنگار چی بوده و اصلاً چرا این یارو یه همچین چیزی گفته..