چهارشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۵

نهیلیسم 1

پراگماتیسم تام و تمام به نهیلیسم می انجامد؛
یا این نهیلیست های حقیقی هستند که پراگماتیست های خوبی می شوند؟

بدون باقی گذاشتن وجهی از وجوه حیات که در آن نپرسی و سکوت کنی، که در آن تسلیم شوی، که در آن حساب و کتاب و بالا و پایین نکنی _برای یکی دین، برای دیگری معنویت، یکی تامل و مراقبه، دیگری سلوک، یکی موسیقی و دیگری عشق _ می توان از دام نهیلیسم رست؟

امر معنوی رازآمیز است یا برای آن که امری معنوی داشت باید رازی آفرید؟
و اگر چنین است آیا نهیلیسم خصلت نوعی نگاه، نوعی تفکر، نوعی مواجهه با جهان، هستی و آدمیان نیست؟
آیا نوع خاصی از تفکر که در اساس بر پایه راززدایی استوار است حتی اگر رازی وجود داشته باشد غبار غیرعقلانی ابهام و راز را از سیمای آن نخواهد زدود؟

و در برابر، ذهن رازجو و معنااندیش، در ساده ترین نمودهای طبیعی(؟) و روزمره(؟) جلوه ای از جمال و معنا نخواهد دید؟ در برابر راززدایی ذهن معقول، او از همه چیز آشنازدایی نخواهد کرد؟...

*****

....ماهِ هر روز، قرصِ روشنِ شب های همیشه، زیادی پایین است _می ترسی بخورد به ساختمان ها، بیفتد روی سر مردم_ و زیادی روشن.

از این که ماهی آن قدر دور، به این شهرِ غریب این چنین نزدیک است به وجد می آیم؛ مثل یافتن آشنایی دور در شهرِ تبعید.
نم اشکی هم شاید...