چهارشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۶

ده شلمرود

احمدی نژاد:"فیلم 300 نمی تواند ملت ایران را تحقیر کند."

یک باره ارواح طیبه ی جک و جونورهای ده شلمرود در دل ام حلولیدن و وروجیدن می گیرند؛

و صدای شان را از دهان من بلند می کنند که: "اما تو چی؟"

کلی باید تلاش کنم تا بقیه اش را دیگر از زبان من نگویند: موی بلند، روی سیاه،...

پ.ن.

1. در مثل مناقشه نیست؛ حسنیِ ما هم در این ده شلمرود تک و تنها. البته شاید مناقشه ی معکوس در مثل برقرار باشد: یادتان هست حسنی تنها آخرِ داستان از تنهایی در می آمد؟ _عاقلان دانند.

2. واقعا مضامین بلندی در این شعر نهفته است؛ مثل اسرار گنج دره ی جنی، مثل پیش بینی های نوستراداموس. اگر وقتی دست می داد می شد به ضرب هنر سمانتیک و هرمنوتیک معانی و مدلولات بدیع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و حتی "کیهان" شناختی پنهان در آن را آفتابی کرد.

5 comments:

ناشناس گفت...

خوب خاله سوسکه و حسنی دیگه کی می مونه؟؟!!!
آهان ! آقای حکایتی اسم قصه گوی ماست...
اساسا در جامعه ی ما آقای حکایتی کیه؟ژورنالیست ها؟دانشجوها؟خواص؟یا ملت؟شایدم رادیو بیگانه..به این می گن کامنت با ربط.

sdrsd گفت...

باید فکر کنم

ناشناس گفت...

اما "ارواح طیبه ی جک و جونورهای ده شلمرود" تو دل من می گند اما ما چی؟ مگه انتخاب این حضرت آقا تو این کشور تحقیر خودمون توسط خودمون نبود. حالا چه اونهائی که بهش رأی دادند و چه اونهائی که کاری کردند که یه عده بهش رأی بدند.

sdrsd گفت...

ساجد:
راست اش وقتی این رو می نوشتم به این هم فکر می کردم که "خوب خود ...شون انتخاب کردن" یا "خلایق هر چه لایق"، اما گفتم حالا که قافیه اومده به قدر ربط اش شعر رو بگیم بره!
ء

Sharuz گفت...

نصفه شبي كلي خنديدم، مخصوصا كه قيافت اومد توي ذهنم و دقيقا انگار از دهن خودت شنيدم اين جمله رو: تو چي؟...