سیمای دیگری
سیما همیشه می کوشید خشونت را پنهان کند. پشت هزار لایه تصاویر ریایی مهر و عطوفت، و با هزار توجیه.
سیما همیشه می کوشید آدم بدها را نشان دهد که آدم های مظلوم و بی دفاع را چند نفری و با نابرابری مشهود امکانات و قوا و جثه گرفته اند و کشان کشان و خونین می برند و می زنند. و این سند برای اثبات وحشی گری آدم بدها کافی بود.
سیما هیچ وقت نشان نمی داد پسر لاغر رنگ پریده ی موبلندی را دو سه مامور چهره پوشیده ی قلچماق مثل حیوان از موهای اش گرفته اند و در حالی که کتک اش می زنند می گویند باز هم به ناموس مردم تعرض می کنی؟ و در حالی که او نیم هوش می گوید نه، غلط کردم، یک خبرنگار مدام میکروفون را برای صدابرداریِ واضح تر به دهان مضروب و ضارب نزدیک تر کند _حالا نشان می دهد.
***
قرار است مردم با این گزارش و نمایش چه بفهمند؟:
این که "بخشی" از جامعه وجود دارد که خشونت حق اش است برای آن که "امنیت" باقی جامعه حفظ شود.
_و مثل سایر چیزها اینک باب تفسیر آن "بخشی" و این "امنیت" برای خود لویاتان باز است.
(صورت مشهوری از مغالطه است: از حالت های بدیهی و متفق علیه شروع می شود، و با جا به جایی آن حکم به موارد مورد نظر استدلال کننده –در این جا تبلیغ کننده- تعمیم داده می شود و ادعای مشابهت می شود.)
***
بعد التحریر:
این تاثرات من از دیدن گزارش ساعت ده و چهل دقیقه ی امشب سیما بود.
شاید به تر بود به جای نوشتن اش به این لینک می دادم.
1 comments:
باهوشند برادر. بسيار باهوش. آن يكي ميگردد دنبال محور شرارت و نماد شيطان كه بريزد و به خاك و خون بكشد و شهيد دهد و قهرمان سازد. اين يكي به خودش زحمت نميدهد پا گذارد آن طرف آبهايش و شيطان را تازيانه زند. چرا راه دور؟ كافيست دستش را دراز كند تا يكي از پليداني را كه نواميس و جوانان و دختركان و حيثيت و غيرت ما را به لجن كشيده ادب كند و باد در سينه اندازد كه دلت خنك شد جناب تماشاچي؟ همين بود كه بيتذكر من ميفهمي ساير دق دليهايت را هم بايد سر كتك خوردن او باد بزني. كيف كن. بيتالمال؟ جهل؟ دروغ؟ ظلم؟ ظلم؟ ظلم؟ همين است. كار كار خودش است. خانه نداري؟ وام كفاف نميدهد؟ من كه نبايد توضيح بدهم. خودت ببين و كيف كن. ما هم مردماني هستيم... ببين چقدر از همينهامان سكوتمان به معني "حالا همچينم بد نشده" نيست؟
ارسال یک نظر