رفتارگرایی
این داستان مشهور درباره رفتارگرایی را شاید شنیده باشید که رفتارگرا پس از معاشقه، از حریف اش درباره ی لذت بردن خود می پرسد.ءء(نسخه ی وطنی اش این است که گویا برخی از معتزله وقتی به هم می رسیدند از دیگری حال خود را می پرسیدند؛ با عباراتی نظیر این که «تو که خوبی، من امروز چه طورم؟»)ءء
احساس می کنم در تحلیل و مواجهه با خودم، رفتارگراتر شده ام؛ و هر روز سخت تر می توانم به خودم حالت ذهنی غیر قابل مشاهده در رفتار نسبت دهم، یا حالات ذهنی ام را چیزی جز خروجی های رفتاری ببینم.ء
ء
گویا همانند وقتی که ماتریالیسم را در تحلیل پدیده ها تا انتها پیش ببری همه چیز دود می شود و به هوا می رود، هنگامی که پراگماتیسم و تحقیق پذیری را هم در تحلیل و تعلیل به تمامی پیشه کنی _این که هر باور یا میل یا گرایش ذهنی چه تبعات محصّل، عینی و رفتاری ای دارد_ از خود و پندار و گفتارت جز کرداری زومبی وار چیزی باقی نمی ماند.ء
ء
و البته هنوز این سوال پا بر جاست که آن موجود هوشمندتری که می رود بالا می نشیند و پدیدارشناسانه حتی خودش را تحلیل می کند، کیست و جای اش در این نظام مکانیستی و عینی کجاست.ء
***
پ.ن.ء
من با بسیاری از تحلیل های تخیلی و زیادی ساده انگارِ تفکرهای انتقادی مشکل دارم._دست کم نمی فهمم شان.ء
اما روز به روز، هر چه در باتلاق رفتارگرایی فروتر می روم، به نقد اجتماعی-سیاسی چامسکی بر رفتارگرایی ء(که آن را محصول سرمایه داری و تمنای آن برای پیش بینی پذیر، قابل کنترل و سلطه پذیر شدن عامل انسانی در مناسبات اقتصادی و اجتماعی می داند)ء بیش تر مایل می شوم. ء
ء_البته به جای سیستم های اجتماعی، آن نقد دامن شیوه نگاه و تحلیل ام را می گیرد؛ و این انگاره را تقویت می کند که شیوه ی تفکری که برای تبیین مادی ذهن می کوشد آن را به رفتار تقلیل دهد یا با واژگان گرایش های گزاره ای درباره اش صحبت کند، بیش از این که حقیقتی عینی داشته باشد محصول نوعی نگاه دارای خصلت بورژوایی است که می کوشد پیش بینی کند، تسلط پیدا کند و از هر چیز عجیب و فراچنگ نیامدنی بگریزد.ءء
ء
البته متوجه این نقد هم هستم که وقتی تبیین و پیش بینی مد نظر باشد بدیل ایجابی دیگری برای این امکان _علی رغم ساده انگاری و در برخی موارد غیر شهودی بودن اش_ وجود ندارد، و راه مدل کردن چنان سیستمی همین است؛ و از چنین نقدهایی فقط در موضع سلبی می توان دم زد.گ
1 comments:
آقا میشه بی زحمت فونت وبلاگ رو عوض کنید یا درشترش کنی. بعضی وقتا خوندن نوشته ها مشکله، مثلا الان پذیر و پنیر خیلی شبیه هم هستند
ارسال یک نظر