روایت در سقوط
تصور کن: بندهای ات را از زندگی گسسته باشند، و فقط یک روز وقت داده باشند که دور بایستی، و تنها ببینی و روایت کنی.
یا، مثلا: زیر پای ات را خالی کنند و تمام دست-آویزهای ات را بگیرند، و تنها بگذارند صحنه ی آخر را در سقوط بنویسی یا بنگاری.
یا، مثلا: زیر پای ات را خالی کنند و تمام دست-آویزهای ات را بگیرند، و تنها بگذارند صحنه ی آخر را در سقوط بنویسی یا بنگاری.
بعد، این یک روز، یک صحنه، یک عمر کش بیاید.
0 comments:
ارسال یک نظر