در دندان پزشکی به این فکر می کردم که چرا برای بوها، بر خلافِ رنگ ها و مزه ها، اسم نگذاشته اند.
پ.ن. در این مثال خاص، بوی متّه در دندان-تراشی!
3
comments:
ناشناس
گفت...
جمله ات ابهام داره. هم میشه اینجوری خوندش که: -چرا مثل رنگها و مزه ها که برایشان اسم نگذاشته اند برای بوها هم اسم نگذاشته اند؟ و هم این جوری: -چرا برخلاف رنگها و مزه ها که برایشان اسم گذاشته اند برای بوها اسم نگذاشته اند؟ البته من منظورت رو فهمیدم و به نظرم نکته جالبیه.
1. حق با تو بود؛ درست اش کردم. 2. از قضا نتیجه ی استنتاج ات درست بود؛ ولی منظورم این بویی اه که وقتی اون یکی مته هه (اون یکی ها، اولی و دومی نه!)می افته به جون دندون هات، در می آد. من از کودکی باهاش مشکل دارم و هنوز می ترسم، ولی هیچ جوره نمی تونم توصیف اش کنم.
3 comments:
جمله ات ابهام داره. هم میشه اینجوری خوندش که:
-چرا مثل رنگها و مزه ها که برایشان اسم نگذاشته اند برای بوها هم اسم نگذاشته اند؟
و هم این جوری:
-چرا برخلاف رنگها و مزه ها که برایشان اسم گذاشته اند برای بوها اسم نگذاشته اند؟
البته من منظورت رو فهمیدم و به نظرم نکته جالبیه.
به نکته ای که گفته بودی فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که دندان پزشک مرد بوده است!
1. حق با تو بود؛ درست اش کردم.
2. از قضا نتیجه ی استنتاج ات درست بود؛ ولی منظورم این بویی اه که وقتی اون یکی مته هه (اون یکی ها، اولی و دومی نه!)می افته به جون دندون هات، در می آد. من از کودکی باهاش مشکل دارم و هنوز می ترسم، ولی هیچ جوره نمی تونم توصیف اش کنم.
ارسال یک نظر