چهارشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۸۷

.

توضیحِ برابرگزینی "تنش" برای tension را در ترجمه ی محمود صناعی از اصول روان شناسی مان دیده بودم. نوشته بود:
«تنش برای tension انگلیسی و فرانسوی به کار خواهد رفت. "کشیدگی" نیز ترجمه می توان کرد. tension از ریشه tendere لاتین و به معنای کشیده شدن است و با لغت سانسکریت tan از یک ریشه است... در نتیجه ی tension بر شخص یا گروه فشار می آید اما این کلمه را فشار ترجمه نمی توان کرد. در فراهان و نواحی دیگر ایران نخی را که از دو سر کشیده باشند گویند "تِرِنک" شده است. از طرف دیگر شاید تنیدن فارسی با tan سانسکریت همریشه باشد. در قالی بافی نخی که در قالی کشیده می شود "تانه" خوانند. بنابراین هر یک از کلمات "ترنگی" و "تنگی" "تنش" و "کشیدگی" برای این اصطلاح مناسب به نظر می رسد و ما تنش را بجهاتی ترجیح می دهیم و بکار خواهیم برد.»
.
*
وقتی آخر این گزارش دویچه وله (از افزایش تنش میان روسیه و غرب) تنش و ژرفش را کنار هم دیدم یادش افتادم:

«قطعنامه‌های دو مجلس روسیه باعث می‌شوند که یافتن راه حلی برای ستیز بالاگرفته در قفقاز از چشم‌انداز دور شود. در درون اتحادیه‌ی اروپا و ناتو، بر سر حمایت از گرجستان برای حفظ تمامیت ارضی این کشور توافق وجود دارد. سرسسخت‌تر شدن موضع روسیه به معنای ژرفش شکاف میان روسیه و غرب است.
امکان دارد که اجلاس هفته‌ی آینده‌ی اتحادیه‌ی اروپا یک جلوه‌گاه این ژرفش شود، هر چند خواست اعلام شده رهبران این اتحادیه کاهش تنش با روسیه است.» (بلدها از من)

که در آن مترجم "ژرفش" (واژه ای که تا به حال نشنیده بودم) را شبیه "تنش" - وشاید به جای "تعمیق"- به کار برده. هر چند بر خلاف "تنیدن" فعل "ژرفیدن" نداریم تا از بن مضارع آن اسم مصدر بسازیم. مگر این که پیشنهادهای توسعه ی فعل سازی زبان فارسی را جدی بگیریم (تا اتفاقی مشابه کلمه ی "نرمش" -به شرط قبول و رواج- بیافتد).
.
*
بی ربط:
از دیگر برابرگذاری های خوب صناعی در همان کتاب "ماز" در برابر maze بود. با این توضیح:
«ماز برای maze گذاشته شده است. و آن دالانهایی پیچ در پیچ است که عاقبت راهی به خارج پیدا می کند و در آزمایشهای روانشناسی به کار می رود. در زبان فارسی ماز مطلق پیچ و شکن است (برهان) از شهید بلخی است:
ای من رهی آن روی چون قمر؛ و آن زلف سیه رنگ پر ز ماز»

نثر خوب و برابرگزینی هایی از این دست خواندن ترجمه را لذیذتر از خود متن کرده بود.