دوغ دوغ
در میان عشایر و روستاییان کرمان، فروش دوغ، به اندازه آب کردن در شیر، زشت قلمداد می شده است. کوهی کرمانی در معنی ترانه زیر و "مرغ دوغ" می نویسد:
.
«بچر گله که چوپون در عذابه
ببار بارون که باریدن ثوابه
الا ای مرغ دوغ، دوغ دوغ کن امشو
که حال دلبرم امشب خرابه»
.
«"مرغ دوغ" مراد جغد است و روستاییان کرمان را اعتقاد آن است که این مرغ در نشأه پیش گله داری بوده است و آب در شیر می کرده و دوغ خود را به عابران نمی داده و از آنها بهاء می خواسته و به علاوه "چهلم" را نمی داده است. یعنی باید هر چهل روز شیر گله را تماماً انفاق کند، این عمل را مجری نمی کرده است. بنابراین خدا او را مسخ کرده و به شکل جغد درآورده است و او هر شب دوغ دوغ گوید و دائم تشنه است.»
.
از: مرتضی فرهادی، واره: درآمدی به مردم شناسی و جامعه شناسی تعاون، ص 215؛
به نقل از: حسین کوهی کرمانی، هفتصد ترانه از ترانه های روستایی، تهران 1347، ابن سینا، ص 119
.
1 comments:
که باریدن ثوابه...
ترانه و روستا و آدمهای بی دل اش...
ارسال یک نظر