آن ها که می روند، و آن ها که می مانند
*
ما که ندیده ایم.
می گویند از خدا می خواسته جسد اش برنگردد، مبادا در تشییع جنازه میان او و سربازان اش فرقی باشد:
قایقی که جنازه را بر می گردانده اشتباه می رود؛ زیر آتش، چیزی از قایق و جنازه نمی ماند.
*
ما که ندیده ایم فرق میانِ "ستادی" ها و خط مقدمی ها را.
آن ها که دیده اند لابد این روزها بیشتر زجر می کشند. و فاصله ها بیشتر رنج شان می دهد.
*
ما ندیده ایم، اما می توانیم تصور کنیم. از تفاوتی که امروز هم، مثل دیروز، و لابد مثل فردا، میان پایین دستی ها و بالانشینان می بینیم: کارکنان کم توقعی که با رنج و بی ادعا کارها را پیش می برند و مدیران بی کفایت و راحت طلبی که گویا ارتباط مستقیمی هست میان بالاتر نشستن و نالایقی شان.
ندیده ایم، اما می توانیم حدس بزنیم فرق است میان آن که می جنگد و آن که نشان می دهد می جنگد.
*
0 comments:
ارسال یک نظر