چهارشنبه، آبان ۲۹، ۱۳۸۷

آن ها که می روند، و آن ها که می مانند

*

ما که ندیده ایم.

می گویند از خدا می خواسته جسد اش برنگردد، مبادا در تشییع جنازه میان او و سربازان اش فرقی باشد:

قایقی که جنازه را بر می گردانده اشتباه می رود؛ زیر آتش، چیزی از قایق و جنازه نمی ماند.

*

*

ما که ندیده ایم فرق میانِ "ستادی" ها و خط مقدمی ها را.

آن ها که دیده اند لابد این روزها بیشتر زجر می کشند. و فاصله ها بیشتر رنج شان می دهد.

*

*

ما ندیده ایم، اما می توانیم تصور کنیم. از تفاوتی که امروز هم، مثل دیروز، و لابد مثل فردا، میان پایین دستی ها و بالانشینان می بینیم: کارکنان کم توقعی که با رنج و بی ادعا کارها را پیش می برند و مدیران بی کفایت و راحت طلبی که گویا ارتباط مستقیمی هست میان بالاتر نشستن و نالایقی شان.


ندیده ایم، اما می توانیم حدس بزنیم فرق است میان آن که می جنگد و آن که نشان می دهد می جنگد. همان طور که، امروز می بینیم، فرق است میان آن که می سازد با آن که نشان می دهد آباد می کند.

*