دو و نیم.
.
پیش می آید در جلسه ای باشی که، در حالی که انتظار چاره جویی برای وضع خراب و راکد علمی یا اقتصادی یا اجتماعی یا جز آن را داری، مسئولان حاضر را ببینی و بشنوی که از تمدن سازی و گام های بزرگ در عرصه ی جهانی می گویند. (مثلا تو به این فکر می کنی که افق چشم انداز در فلان حوزه چه قدر دور و دست نیافتنی است و چه می شود کرد که با میانبُرهایی عقب ماندگی ها را بیشتر جبران کرد، اما می شنوی که طرف مقابل ات، با مفروض گرفتن تحقق چشم انداز در افق زمانی گفته شده، از طرح هایی بلندتر برای پنجاه سال آینده، برای تمدن اسلامی شکل گرفته به مرجعیت ایران، حرف می زند.)
تا جایی می توان سعی کرد این "دوری از واقعیت و بلند پروازی" ها را تحمل و توجیه کرد: 1) این که منطق موقعیت توی منتقدی که کنار گود نشسته ای و فقط کاستی ها را می بینی و سلباً اظهار نظر می کنی با آن که وسطِ گود است و سازندگی ها را می بیند و مجبور است ایجابی عمل کند فرق می کند؛ 2) این که هر چه در سلسله مراتب قدرت مطلقه بالاتر می نشینی، به واسطه ی اطرافیانی که دوره ات کرده اند و تنها خبرهای خوشایند طرح ها و آمال ات را از فیلتر خود می گذرانند، خبرهایی که می شنوی و تصویری که از دنیا می بینی کانالیزه تر و غیرواقعی تر می شود*؛ 3) این که عوامل ساختاری ای مثل اقتصاد متمرکز دولتی و پول نفت، که مسئولان را مستقل از پاسخ گویی و نهادها را بی نیاز از رقابت می کند، (به خصوص در زمان افزایش قیمت) به حاکمان اجازه ی بلندپروازی در پیشبرد طرح های خیالی و آسمانی شان را می دهد، بی آن که نیازی باشد این حرف ها و خیال ها روی زمین واقعیت بیاید و قیدهای واقعی اش معلوم شود و به محک تجربه ی مدیریتی، در شرایط منابع محدود، بخورد؛ 4) این که، باز به دلایل ساختاریِ اداری، و بعضاً فرهنگی، و البته اقتصادی، همان مسئولان رده های پایین تری که معقول تر می اندیشند و عقب ماندگی ها و واقعیت ها را می فهمند وقت حضور در جلسه ها یا محافل عمومی مجبور اند همان حرف های شعاری را بزنند و تأیید کنند، و با این کار بی اطلاعی و دوری از فضای واقعی مسئولان رده های بالاتر را، که امری شایع و طبیعی است، تشدید و تثبیت کنند؛ و چیزهای دیگری از این دست.
اما وقت هایی هم هست که بی تحمل می شوی و ناتوان از توجیه: اگر در ترافیک شهری اخبار تکراری رادیو پیام را، که با تفاوت های اندکی می توان از باقی بخش های خبری هم شنید، چندین و چند باره می شنوی، ترافیک دیگری از هم نوع بوروکراتیک در کار است که مجبور ات می کند بنشینی و برای گذرانِ وقت کیهان و اطلاعات و ایران بخوانی، و از فضای گلخانه ای اینترنت دور و وسطِ واقعیت های اجتماعی پرت شوی، و به نوشته هایی از این دست، حتی شده با تأخیر، برسی.
نویسنده، پس از مقدمه چینی تاریخی و نظری برای افول نظام های مختلف، تصویرهای مختلفی از پیشرفت های ایران را که این روزها عرضه می شود در قسمت پایانی یک جا جمع کرده است، و از این جهت، مستقل از این که نویسنده خود به آن ها معتقد است یا این که مقاله سفارشی است، خواندنی است:
.
«... همزمان با اين وقايع در نظام اقتصادى و سياسى جهان شاهد ظهور و اوج گيرى قدرت برخى كشورهاى جهان سوم از جمله كشور ايران هستيم كه به تدريج در طول چند دهه اخير جايگاه خود را در نظام اقتصاد بين الملل و نظام سياسى جهان باز نموده اند. به نظر مى رسد دنيا شاهد يك چرخش قدرت و دگرگونى سياسى اقتصادى به ضرر قدرت هاى قديمى و روبه اضمحلال نظام سرمايه دارى غرب و به نفع قدرت هاى روبه رشد جديد است و نظام اقتصادى سياسى بين المللى در آستانه يك تحول اساسى است. با پيروزى انقلاب اسلامى، نظام جمهورى اسلامى ايران در سه دهه قبل شكل گرفت و به تدريج و على رغم تحميل ۸ سال جنگ و حدود سه دهه تحريم اقتصادى از سوى ابرقدرت هاى استثمارگر، كشور ايران در حال حاضر به يك قدرت اقتصادى و سياسى بين المللى تبديل شده است. در شرايطى كه ركود اقتصادى در تمامى ابعاد آن جهان سرمايه دارى را در بر گرفته و رشد اقتصادى آنها صفر و يا منفى شده است، نرخ رشد اقتصادى ايران از ۷ درصد نيز فراتر رفته و ما شاهد روند روبه رشد و شكوفايى نسبى اقتصاد ايران در صحنه داخلى و بين المللى هستيم. حضور پرقدرت اقتصادى و سياسى ايران در قاره امريكاى مركزى و جنوبى كه زمانى حياط خلوت ايالات متحده امريكا محسوب مى گرديد، درخواست و حضور مشتاقانه هيأت هاى بلندپايه اقتصادى سياسى كشورهاى مختلف از آسيا، آفريقا، امريكاى لاتين، خاورميانه و حتى شركت هاى بزرگ اروپايى در ايران براى مشاركت همه جانبه اقتصادى، توسعه بى سابقه صادرات غيرنفتى و صدور خدمات فنى مهندسى به اقصى نقاط جهان، گسترش فناورى هاى صلح آميز هسته اى، دانش بيوتكنولوژى، صنايع هوافضا و ساير پيشرفت هاى صنعتى، علمى و فنى بى نظير توسط متخصصان داخلى نشان از روند روبه رشد قدرت اقتصادى و سياسى جمهورى اسلامى ايران دارد. همچنين توافق اخير كشورهاى صادركننده گاز براى ايجاد اوپك گازى كه با ابتكار عمل ايران صورت گرفته سبب مى گردد كه نبض انرژى دنيا، به عنوان موتور رشد و توسعه اقتصادى، در اختيار كشورهاى عضو اوپك گازى قرار گيرد كه ايران به دليل داشتن حداقل ۱۶ درصد ذخاير گاز جهان از مهمترين اعضاى آن به شمار مى رود. حضور پرقدرت ناوهاى جنگى ايران براى مقابله با دزدان دريايى و حفاظت از خطوط كشتيرانى بين المللى براى حفظ جريان تجارت جهانى كه براى اولين بار در چند صد سال اخير صورت مى گيرد و نيز درخواست برخى قدرت هاى غربى براى استفاده از تجربه حفاظت فرودگاهى و هواپيمايى ايران نشان ديگرى از قدرت روبه رشد جمهورى اسلامى ايران دارد. در چنين شرايطى كه نظام اقتصادى سياسى دنيا در حال دگرگونى و چرخش به نفع كشورهاى جهان سوم و بخصوص ايران است مسئوليت دولتمردان نظام جمهورى اسلامى بيش از پيش سنگين است و بايد روند مديريت امور اقتصادى و سياسى به گونه اى تدبير و سازماندهى شود كه كشور ايران آمادگى كامل جهت ايفاى نقش مهم و تاريخى خود به عنوان يك قدرت بزرگ بين المللى در عرصه جهانى را بيش از گذشته داشته باشد.»
.
.
* البته عوامل دیگری هم تصویرها را غیرواقعی می کند، که تکرارشان تکرار مکررات است، از جمله این که ذهنیت پیشاعلمی شنیده ها و دیده های شخصی و محدود را جایگزین آمار و داده های عمومی در برنامه ریزی و عمل کند، یا اخلاق نزدیک-بین و ذهنیت کوته-نگر پاداش های کوتاه مدت و ملموسی که از رفتارهای با بُرد محدود (زمانی و مکانی) می گیرد را جایگزین رفتارهای با بُرد بیشتری کند که آثار و تبعات فراگیرتر دارد اما مثل دیدنِ خوشحالی لحظه ای یک دختربچه یا پیرمرد به عامل اخلاقی لذت نمی دهد، یا ...
.
1 comments:
با آرزوی بی نفتی زودرس برای فروکش خیره سری، درمان هذیان و تمایز آن سیاه بدبو با امام زمان
ارسال یک نظر