متن و حاشیه
اصرار دارد هر چه را میگوید به مبانی نظری موید کند. نمکگیری و حقگذاری نسبت به یک لطف احتمالا جزء عامترین و بدیهیترین پدیدههای روانشناسی عامیانه است. اما وقتی میخواهد درباره ی پدیده ی روانی ای که در اثر رشوه دادنِ دولت برای خرید رای مردم ایجاد میشود حرف بزند از مردمشناسِ آمریکایی ای میگوید که روی فرآیند روانشناختیِ هدیه گرفتن کار کرده.
*
از عکسی میگوید که دیده و در آن چند بچه ی روستایی سرهایشان را پایین انداخته بودند و "هدیه" میگرفتند. از عزّت نفسِ خورد شده شان میگوید؛ می گوید شما جوان اید، میفهمید. میگوید به طور خاص باید فکر کنیم تا این محور را نقد کنیم. و در حاشیه اضافه میکند که: البته طوری که کسانی که این هدیهها را گرفته اند احساس توهین و تحقیر نکنند.
*
همین جزئیات و حواشی است که آدمها را متفاوت میکند. نه شیاطین، که فرشتگان هم در همین جزئیات اند. بیرون جلسه از این جور حواشی صحبتهای اش میگوییم. فکر میکنم با این اشرافیت و وسواس اخلاقی ای که دارد چه طور میتواند با لمپنیسم و بیاخلاقی رقیب (/رقبا) در طول کارزار بر بیاید؟
3 comments:
ببحشید که را میگویید؟
به حصر شخصیتی، از آنجا که نه دکتر احمدینژاد و نه حجتالاسلام کروبی ذیل این تعاریف میگنجند (به نظرم)، تنها یک کاندیدای ریاست جمهوری باقی میماند.
کاشکی عوض اینکه از عکس می گفت از تصاویر واقعی که دیده بود صحبت می کرد اگه دیده باشه . تو همین تهرانش مدارس بالاشهر ، بچه های پایین شهر رو دعوت می کنن به صرف چلوکباب و میزبانی خودشون و می شن عینهو کارتون بابالنگ دراز البته قسمت های داخل پرورگاهش.
ارسال یک نظر