برعکس نهند نام زنگی کافور؟
خب، آدمی خوشحال میشود وقتی میبیند یک خیریه ی دانشجویی، بعد از هشت نه سال، به جایی رسیده که روی پل عابری که هر روز از زیرش میگذری بیلبوردی به این اندازه میزند. هم از این جهت که کارشان خیریه است، هم دانشجویی.
اما گمان کنم برای مخاطب عام، به کار بردن صفاتی از این دست –این قدر رو و گل درشت، روی بیلبوردی به آن بزرگی- در توصیف خود چندان خوشایند نباشد: «جمعیت مستقل و هوشمند دانشجویی ...». مخصوصا اگر ذائقه ی دیداری و شنیداری مخاطب به ترکیبهای نه چندان خوشنامی مثل انجمن مستقل دانشجویی، دولت مهرورز، موسسه مالی و اعتباری مهر، بنیاد مستضعفان، و نظایر آن، عادت داشته باشد، و غیرارادی، از هر دالّی این گونه مدلول معکوس اش را بخواند.
به هر حال، اگر کسی به اندازه ی من خوشبین نباشد، ممکن است این نامگذاریهای معکوسِ ظاهری برای اتصافِ ویژگیهای معکوس باطنی را تعمیم بدهد و فریبکاری و تظاهر و دورویی را به قاعده تبدیل کند و این یکی را هم در همان عِداد تلقی کند.
2 comments:
این خیریه دانشجویی و نوع تفکرش یکی از بزرگ ترین علامت سوال های من در این سال ها بود ! با طرز فکری عجیب و برو بچی عجیب تر که به قول یکی یه سیگار بینشون کشیده نمی شه ولی می شنیدی پشت یه دختر بچه نه ساله نماز خواندند یا چمی دونم می دیدی طرف مدعی ست که چنان حال نزاری در نمازهای جماعت بهش دست می دهد که تا آخرش نمی رسد و بعدش می بینم این علامت سوال کم کم داره به همه جا می رسه و خوب لابد تا کور شود هر آنکه نتواند دید...
موسسه عجيب اسم خوبيه! دود كردن عرفان گمونم مضراتش از دود كردن سيگار خيلي بيشتر به نظر منم هر چند هدفشون خوبه هرچند خالصانه تلاش مي كنند ولي هوشمنديشون و اصلا درك نمي كنم اين همه مريد پروري اونم تو فضاي دانشجويي!
ارسال یک نظر