پنجشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۸

دوستان ناباب



یعنی نه از ذات ناپاک، که از بخت بد ما است که با هر که معاشرت می‌کنیم آلتِ دستِ آمریکا و انگلیس خبیث از آب در می‌آید و اغتشاش‌گر و برانداز و توزرد از کار. همین اول گفته باشیم که آن‌ها که کارشان ظنّ بد بردن است، خدای ناکرده، ظنّ بد نبرند، که گفت ان بعض الظن اثم.
.
آن از آن رفیق نارفیق جلای وطن کرده که تازه، به یمن افشاگری‌های برادر ارزشی پ.ف.، فهمیده ایم پایان نامه اش "نقشه عملیاتی کودتای مخملی" بوده و ما نمی‌دانستیم. 
پایان نامه ای که نشد تا آخر بخوانیم بل که کارمان را خوب یاد بگیریم؛ هر چند شاید این که در انتخابات بد عمل کردیم و موفق نشدیم هم به همین خاطر بود که درست آن چه را باید می‌خواندیم نخواندیم. شاید هم تقصیر آن ستادِ فشل بود که جزوه هایی را که باید پخش می‌کردند در گاوصندوق گاو صندوقی لابد به بزرگی مخزن نگهداری از پایان نامه های کتابخانه دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی- نگه داشتند، تا این وظیفه شان را هم مثل باقی وظایف به نحو احسن انجام ندهند.
.
این هم از این یکی رفقا، که خواسته یا ناخواسته، دانسته یا نادانسته، به فرموده ی مولانا مولانا، اسیر "یک توطئه رسانه ای" شده بودند. چرا که "اين فيلم چند ماه قبل از حوادث اخير در کشور طراحي شده" و شک نباید داشت که "تهيه اين فيلم با حوادث اخير کاملاً مرتبط بوده". 
آن وقت ما از همه جا بی‌خبر، می‌رویم و این عناصر معلوم الحالی را که خود برنامه داشته اند برای انتخابات و براندازی، دعوت می‌کنیم که بیا از این ورای ستاد گذری. غافل از این که این که کسی بلند شود برود بنشیند در جلسه ی نقد فیلم و بعد از فیلم با کسی صحبت کند و قانع اش کند و بکشاندش از آن طرف‌ها گذری هم از دسائس و مکائد شیطان‌های بزرگی است که، بلانسبت قادرتر و عالمتر از قادر و عالم متعال، بر هر چیزی دانا و به هر چیزی توانا هستند، و نخِ‌های پندار و گفتار و کردار تو را، بی آن که خود بخواهی و بدانی، چون عروسکی در دست‌های اراده ی خود دارند، تا راهرو، بل راهبر نقشه‌های شوم و شیطانی شان شوی.

.
خلاصه، ما که از اول گفتیم از اول بخت‌یار نبوده ایم؛ به نشانِ بی‌دمی کره‌خر زبان بسته مان، این رفقای ناباب را نه از جاذبه ی جنسِ خراب از برای هم‌جنس خراب‌تر اش، که از بختِ بد و سادگیِ شارلاتان‌پسندمان بدانید.



1 comments:

JaSa گفت...

امان از دست این دوستان ناباب!