دولت و لایحه هدفمند کردن یارانه ها
سایت پارلمان نیوز، قبل از ارسال لایحه هدفمند کردن یارانه ها به شورای نگهبان، گفتگویی کرده بود با آقای جمشید انصاری، رئیس کمیته سیاسی فراکسیون خط امام مجلس، درباره تبعات سیاسی، امنیتی و اجتماعی لایحه، که میخواستم قسمتهایی از آن را اینجا بیاورم.
امروز، بعد از حدود یک ماه، این اظهار نظر آقای مصباحی مقدم، که گویا دیگر از مواضع حمایتی خود دست برداشته اند و به صف مخالفان و بدبینان پییوسته اند، بهانه ای شد برای یادآوری آن گفتگو و نقل آن قسمتها.
آقای مصباحی مقدم امروز گفته اند:
پیش از ایشان آقای جمشیدی، از تردیدها و تعللهای دولت برای اجرا، و انگیزه بیشتر مجلس برای اجرا و حسن اجرا گفته بود، و دلایل دیگری را، غیر از هدفمندکردن یارانه ها و اصلاح ساختار اقتصادی، انگیزه واقعی دولت از این لایحه دانسته بود:
***
فارع از این مسائل اجرایی و تقنینی، آن مصاحبه حاوی نکات دیگری هم بود که خواندن شان خالی از لطف نبود.
یکی از فرازهای دیگری که مربوط به موضوع مصاحبه، یعنی دغدغه های سیاسی و امنیتی مربوط به لایحه بود، این بخش از گفتگو بود:
امروز، بعد از حدود یک ماه، این اظهار نظر آقای مصباحی مقدم، که گویا دیگر از مواضع حمایتی خود دست برداشته اند و به صف مخالفان و بدبینان پییوسته اند، بهانه ای شد برای یادآوری آن گفتگو و نقل آن قسمتها.
آقای مصباحی مقدم امروز گفته اند:
«من تصور میکنم از آنجا که اجرای این لایحه کار بسیار دشواری است، به نظر میرسد دولت چندین هدف را از طرح این تقاضا داشته است.اظهارنظری که در در نوع خود، از کسی که تا امروز جانب لایحه و دولت را در میان همین مجلسیان منتقد میگرفته، عجیب است.
به نظر میرسد از آنجا که پیاده کردن لایحه برای دولت سنگین و دشوار است، دولت میخواهد شریک جرمی پیدا کند و بگوید مجلس اینگونه تصویب کرد و ما در اجرا ناچار به این روش بودیم.»
وی ادامه داد: «ممکن است دولت فکر کرده باشد اگر مشکلی پیش آمد به جای آنکه بگویند مشکلات از کیفیت اجرا است، بگوید از کیفیت قانونگذاری است؛ یا اینکه دولت نسبت به اجرای این لایحه پشیمان شده است البته این احتمال بسیار بعید است و احتمال اول را قویتر میدانم.»
پیش از ایشان آقای جمشیدی، از تردیدها و تعللهای دولت برای اجرا، و انگیزه بیشتر مجلس برای اجرا و حسن اجرا گفته بود، و دلایل دیگری را، غیر از هدفمندکردن یارانه ها و اصلاح ساختار اقتصادی، انگیزه واقعی دولت از این لایحه دانسته بود:
الان تنظیم بودجه کشور با توجه به منابع در آمدی و هزینه هایی که دولت ایجاد کرده سخت و تا حدودی ناممکن شده است مگر اینکه منابع جدید در امدی برای دولت تعریف شود. اجرای این لایحه منجر به ایجاد یک منبع درآمدی جدید است که می تواند بخش قابل توجهی از مشکل تامین بودجه دولت را حل کند. از سوی دیگر دولت قولی را داده و حرفی را زده و در بخش هایی از جامعه توقعاتی را موجب شده است. این توقعات در بخش هایی از جامعه بعنوان راهکاری برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی آنان تلقی شده و دولت نمی تواند توقعی را که ایجاد کرده است بی پاسخ بگذارد. دولت اگر نخواهد این لایحه را اجرا کند منبع دیگری برای پاسخگویی به توقعات ایجاد شده ندارد. اینکه آیا یارانه ها هدفمند می شود یا نه و آیا ساختار اقتصادی اصلاح می شود یا نه، بحث های ثانویه است. به این دو دلیل دولت اصرار دارد کار را ازجایی شروع کند.همچنین، ایشان همان زمان از تردیدها درباره دادن اختیارات به دولت گفته بود:
... معتقد هستم با نوع رفتاری که دولت داشته نمی شد این میزان اختیارات را با اطمینان به دولت داد.اگر دولت در تصمیم گیری اقتصادی رفتار درستی را به نمایش می گذاشت دادن اختیارات به نهاد دولت امر منطقی بود. اما دولت در عمل و در گرایشات خود نشان داده که اصرار دارد به گونه دیگری عمل کند. شنیدم در جلسهای که برخی از اعضای کمیسیون ویژه با آقای احمدی نژاد داشته اند ایشان قسم جلاله یاد کرده که اجرای این لایحه در ظرف سه سال برای مردم بهتر از پنج سال است.وقتی کسی قسم می خورد یعنی باور دارد. اینکه باورش درست است یا نه بحث دیگری است اما مطمئنا ایشان به دلیل باور به این موضوع تلاش می کند در همان راستا حرکت کند و شیب اجرا را تندتر کند. با چنین رویکردی من نگران دادن این اختیارات به دولت هستم...
***
فارع از این مسائل اجرایی و تقنینی، آن مصاحبه حاوی نکات دیگری هم بود که خواندن شان خالی از لطف نبود.
یکی از فرازهای دیگری که مربوط به موضوع مصاحبه، یعنی دغدغه های سیاسی و امنیتی مربوط به لایحه بود، این بخش از گفتگو بود:
... کمیسیون به پیامدهای احتمالی سیاسی، اجتماعی و امنیتی طرح توجه داشت و در همین رابطه جلساتی را با وزرای ذیربط (وزرای کشور و اطلاعات دولت نهم) تشکیل داد و برخی از دغدغه ها و نگرانی ها در آن جلسات مطرح شد. به نظر می آمد وزیر کشور وقت نسبت به عمق و گستره پیامدهای طرح چندان توجیه نبود و برای پاسخ دادن به سوالات آنها را به اطلاعاتی که بعدا باید بدست می آمد ارجاع میداد. نحوه پاسخگوئی به سوالات و دغدغه ها از سوی ایشان نشان می داد صرفا به کلیات مساله توجه دارد و یک ستاد مشخص که بتواند پیامدهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی اجرای طرح را ارزیابی کند و آمادگی برای کنترل پیامد ها را داشته باشد در آن حوزه مشاهد نکردیم. اما به نظر میرسید وزارت اطلاعات توجه بیشتری داشته و نگرانیهای جدیتری در این خصوص داشتند ولی تاکید داشتد که برای مدیریت چنین شرایطی توان و آمادگی لازم را دارند . البته به نظر ما آنها هم خیلی خوشبینانه به قضیه نگاه میکردند. اولا با پاره ای توضیحات که بخشهای اقتصادی داده بودند و در بسیاری موارد کمسیون هم در خصوص آنها قانع نمی شد فکر میکردند ابعاد اجتماعی، سیاسی و امنیتی اجرای لایحه چندان گسترده نخواهد بود و در آن حدی هم که احتمال می دادند معتقد بودند آمادگی کنترل و مهار پیامدهای موضوع را دارند...
4 comments:
این حواشی در مقایسه با اصل اتفاق بیش از حد مورد توجه قرار گرفته. معنای این لایحه اینست که دولت دارد الگویی را در پیش میگیرد که ایران را به سمت سیستم کره شمالی ببرد. با توجه به مشکلات اقتصادی و احتمال تحریم بیشتر طولی نخواهد کشید که مردم با تورم شدید و حتی قحطی و گرسنگی روبرو شوند. دولت می خواهد در این شرایط کمک عمومی را که متعلق به همه مردم است تحت اختیار خودش قرار دهد تا تنها قشر وفاداران و طرفدارانش را تغذیه کند. بی دلیل نیست که احمدی نژاد حاضر است تمام هستی اش را بدهد چون به این پول نیاز دارد تا در دوره قحطی نجاتش دهد.
خب، اینها که گفتی کجا حاشیه بود؟ اتفاقا اصل متن بود، و از نکات اصلی قسمتهای نقل شده (در کنار باقی نکات)، که برای تاکید و توجه نقل شده و پررنگ شده بود.
هم این در متن (و نه حاشیه) آمده بود که وضع دولت بد است و میخواهد پول حاصل از هدفمند کردن را برای کسری بودجه های اش "دست خودش" داشته باشد؛ و هم این که میخواهد با این پولی که دست اش است گداپروری کند و قشر حامی اش را از خود راضی نگه دارد.
منظورم از حاشیه درگیری و جنگ زرگری بین عده معدودی در مجلس با احمدی نژاد است. خود مجلسی ها هم میدانند منفعل تر از آنند که بتوانند مانعی برای تصمیمات او باشند. ولی با مطرح شدن لایحه تقریبا تمام توجهات به سمت اظهار نظرهای طرفین درگیر بود بدون اینکه کسی خودش تحلیل مستقلی در باره وضعیت دولت ارایه کند. حتی کارشناس اقتصادی بی بی سی حداکثر عواقب این اتفاق را تورم احتمالی دانست. من فکر می کنم پیام مهم این داستان این است که دولت تنها به زنده ماندن می اندیشد احمدی نژاد می داند ریشه بسیاری از نا آرامی ها نا خرسندی اکثریت مردم از شرایط اقتصادیست و دیگر نمی تواند مردم را راضی نگه دارد و جلوی ورشکستگی را بگیرد پس عملا ته مانده حساب را هم برای روز مبادا در اختیار بسیجی ها و سپاه قرار می دهد.
آها، حالا متوجه شدم.
ارسال یک نظر