سه‌شنبه، شهریور ۰۲، ۱۳۸۹

دیدار با افسران جوان (6): نکات پایانی



دو نکته فرعی دیگر هم در انتهای این سخنرانی به نظر جالب میرسد، هر چند شاید تکراری باشد.

اولی آنجایی است که مقام معظم رهبری از تشکلهای دانشجویی میخواهند در مورد مسائل روز کشوری حرف و تحلیل داشته باشند. سئوالهایی مسلسل وار پرسیده میشود -که ممکن است برای کسانی که در این مدت یک سال اخیر ذائقه شان قدری به تفتیش و بازجویی حساس شده به اشتباه تداعی کننده چیزی باشد؛ اما نکته آنجا است که پرسشگر نمیتواند حتی به سئوالهای جهت داری از این دست بسنده کند و خود را ملزم می بیند پاسخ سئوال را هم در بین سئوالها جا دهد:

در مسائلى كه با سرنوشت كشور ارتباط پيدا ميكند، حتماً تحليل و موضع داشته باشيد. بيانيه‌ى تهران مسئله‌ى مهمى بود؛ تحليل شما از بيانيه‌ى تهران چيست؟ موضعتان چيست؟ موافقيد؟ مخالفيد؟ قطعنامه‌ى 1929 شوراى امنيت عليه جمهورى اسلامى صادر شده، يا تحريمهاى يكجانبه‌ى آمريكا و اروپا عليه ايران شكل گرفته؛ تحليل شما از اين قضيه چيست؟ اين قضيه‌ى كوچكى نيست. موضعتان چيست؟ ايران چه كار كند؟ چون اخم ميكنند، تحريم ميكنند، دندان نشان ميدهند، دستهايمان را بالا ببريم؟ حالا يك قدرى كوتاه بيائيم؟ تحليلتان اين است؟ در داخل كشور ما مجموعه‌هاى سياسى‌اى هستند كه تحليلشان اين است؛ ميگويند وقتى كه طرف خيلى چهره‌ى سگى از خودش نشان ميدهد، شما عقب بنشينيد! خوب، شما اين را قبول داريد؟ عقب بنشينيم؟ يا نه؛ معتقديد كه هر گونه عقب‌نشينى، طرف را تشجيع ميكند. بمجردى كه ديدند شما با اخم ميترسيد، ميگويند آقا اخم كنيد؛ علاج اين آدم اخم است. بمجردى كه ديدند تهديد به كتك يا خود كتك، شما را به عقب‌نشينى وادار ميكنند، ميگويند دو تا بيشتر بزن تا خوب از همه‌ى حرفهايش دست بردارد. طرف، اينجورى است. محاسبات دنيا اين است...

در پایان هم، به همین شکل و با همین قاطعیت، گزاره هایی قطعی و یقینی درباره رشد و پیشرفت کشور در همه عرصه ها و عقب ماندگی دشمنان ارائه میشود و تصویری عرضه میشود که جالب، بدیع و قابل توجه است و لابد انتظار ارائه تحلیل درباره آن هم می رود:

در پايان، يك جمله هم به همه‌ى شما برادران و خواهران عرض كنم. بدانيد عزيزان من! خوشبختانه روند پيشرفت در كشور، در زمينه‌هاى مختلف، روند خوب و مطلوبى است. روند عدالت هم خوب است. خوب، اين دهه، دهه‌ى پيشرفت و عدالت ناميده شده است. پيشرفت كه گفتيم، پيشرفت علمى است، پيشرفت فناورى است، پيشرفت سياسى است، پيشرفت اخلاقى است؛ همه‌ى اينها مورد نظر است. خوب، يك كارهاى خوبى دارد انجام ميگيرد؛ لااقل زيرساختهائى براى كارهاى بزرگ و جهشها دارد فراهم ميشود. در مورد عدالت هم حداقل اين است كه اين تفكر دارد همه‌گير ميشود؛ يعنى همه معتقد ميشوند به اينكه بايد دنبال عدالت رفت، بايد عدالت را اجرائى كرد، بايد اين آرزوها را اجرائى كرد، در محيط اجراء وارد كرد - كه توى صحبتهاى دوستان هم بود - اين خودش پيشرفت است. البته اين معنايش اين نيست كه ما به اين مقدار پيشرفت در زمينه‌ى عدالت قانع هستيم؛ نه، آرزو و همت خيلى بالاست؛ آرزوها بالاست، همتها هم بالاست؛ اما ميخواهم به شما عرض كنم كه ما داريم جلو ميرويم، داريم پيشرفت ميكنيم. دشمنان ما منحنى‌شان به طرف ضعف است، منحنى ما به طرف قوّت است. نظام طاغوتى، نظام سرمايه‌دارىِ متجاوز و ظالم در دنيا - كه مظهرش رژيم ايالات متحده‌ى آمريكاست - امروز از ده سال پيش و از بيست سال پيش، بسيار ضعيف‌تر است. در نقطه‌ى مقابل، تفكر اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، امروز از ده سال پيش، از بيست سال پيش، بسيار قوى‌تر و بسيار پيشرفته‌تر و بسيار آماده‌تر است.
... اين سى و يكى دو سالى كه از عمر نظام جمهورى اسلامى گذشته است، سى و يكى دو سال حركتِ رو به جلو بوده؛ على‌رغم دشمنى‌هائى كه دشمنان كردند. دشمنان ما امروز به قدر سى سال پيش قوى نيستند. امروز آمريكا به قدر سى سال پيش قوى نيست. آن روز من توى جمع مسئولين گفتم، اعتقاد من هم همين است، همه ى دلائل و شواهد هم همين را اثبات ميكند؛ آمريكاى دولت ريگان بمراتب قوى‌تر بود از آمريكاى دولت اوباما، و قبل از اوباما، بوش كوچك! (خنده حضار) واقعاً همين جور است؛ آنها رو به ضعف رفتند. هيچ نشانه‌اى هم وجود ندارد كه مجدداً اين منحنى از طرف آنها به طرف صعود حركت كند؛ بعكس، نشانه‌هاى زيادى وجود دارد كه منحنىِ رو به صعود ملت ايران و نظام ايران همچنان با شيب تندترى ان‌شاءاللَّه رو به صعود خواهد رفت.

جملات پایانی را که میخوانم و میشنوم، یاد جلسه ای با یکی از مدیران اقتصادی کشور می افتم. من سعی میکردم وقتی بحث به مسائل سیاسی و اقتصادی میرسید، جملات و حملات ام را حتی نسبت به رئیس دولت هم ملایم کنم. اما ایشان، که خود از مدیران نزدیک به مرکز و دارای سابقه ولایی از نوع شدید آن بود، وقتی پای اظهار نظرهایی از این دست درباره رشد و پیشرفت علمی و اقتصادی کشور میرسید، چنان بی پروا از سطح رئیس دولت فراتر میرفت و مقام معظم رهبری را نقد میکرد، که من شگفت زده میشدم. جان کلام او این بود که گویا ایشان خارج از کشور را ندیده اند یا از اوضاع جهانی بی خبر اند؛ نکته هم همین جا است: حتی مدیران و کارمندان سطوح مختلف همین نظام هم -آنها که قدری دست شان در اجراء است و مشکلات را می دانند و قدری چشم و گوش شان بازتر است و توان مقایسه بیشتری دارند- وقتی اظهارنظرهایی از این دست را میشنوند، حتی اگر نتوانند تعجب و اعتراض خود را علنی کنند، در دل خود می خندند یا می گریند. و ماحصل میشود نظام اداری-اجرایی ای که میان ظاهر و باطن آن و میان حرف و عمل آن این همه فاصله است: همه میدانند که آن چه میگویند حرف است، اما باز مجبور اند آن را بیشتر و محکمتر بگویند، بی آن که در آن چه میگویند اعتقاد و صداقتی در کار باشد.
*
"بوش کوچک" و خنده حضار را که در انتها میشنوم، یادم می آید چه قدر حس ام در لحظه هایی از شنیدن این سخنرانی به حس شنیدن حرفهای محمود احمدی نژاد نزدیکتر شده است، و روند تقریب به لحن و ادبیات و نحوه نگاه و استدلال احمدی نژادی چه قدر سریع تکثیر میشود و پیش میرود- پیش میرود، یا نمایان میشود؟


4 comments:

مصطفی گفت...

چه خوب که باز هم می نویسی.

ناشناس گفت...

www.anjomaneslami.com

sdrsd گفت...

بله، مصطفی جان، میخواستم بگم اگه این دوستان مون بذارن و اعصاب ما رو به هم نریزن، ما هم خفقون میگیریم و اعصاب تون رو به هم نمیریزیم، که شاهدش هم از غیب رسید و لینک سخنان رفیق مون رو گذاشت. با اون مقدمه غرا و با اون لحن خاضعانه و با اون خاتمه شاهکار. رهبر معظم مون هم که دیدیم چه طور زد تو برجک شون و همه سئوالا رو یا جواب سر بالا داد، یا تیکه انداخت که ملت بخندن و تکبیر بگن، یا رسمن به تخت کفش اش هم حساب نکرد. گویا دوستان مون چیزی درباره اشک کباب و طغیان آتش و اینها نشنیدن. خدا عاقبت همه مون رو ختم به خیر کنه. 

مصطفی گفت...

این که می تونی تحمل کنی و این مطالب رو بخونی و تحلیل کنی، برای مایی که تحمل خوندنش رو نداریم، اگر هم بخونیم نمی تونیم این جوری تحلیل کنیم خیلی خوبه.
قبل از انتشار متن کامل این افاضات فکر می کردم ما با این دوستان جبهه‌مون یکیه، فقط تحلیل هامون فرق می کنه. فکر می کردم حتمن حرف های زیادی اون جا زده شده ولی رسانه های حکومتی منتشرشون نکردن. ولی وقتی دیدم با اعتماد به نفس این سخنرانی خاکسارانه رو منتشر کردن، تازه بهش افتخار هم می کنن، فهمیدم خیلی از مرحله پرتم.
با این حال دستشون درد نکنه. اگه این ها نمی رفتن، خودشون مجبور می شدن یه منتقد گوگولی-مگولی شبیه این دوستان پیدا بکنن که نقش این ها رو بازی کنه. ولی این جوری این بار هم از رو دوش برادران برداشته شد.