جذب حداکثری و مراعات ضعفا
گویا آن روزها آن قدر گرم بودیم که معنای واقعی و غیرگرم خیلی چیزها را نمی فهمیدیم. بعضی وقت ها که فیلم یا عکس یا نوشته ای از آن روزها می بینم یا یاد صحنه ای و خاطره ای و حرفی می افتم، و حسی در خود می یابم متفاوت از حس آن روزها -روزهایی که چیزها در برابر داغی و شلوغی اوضاع جور دیگری به چشم می آمدند- این را می فهمم.
*
هنوز هم گه گاه به این فکر میکنم که چه طور کسی می تواند در اختلاف ها، آن قدر رأی و نظر خود را حق بداند که آن را بدون توضیح بیشتر مبنای استدلال قرار دهد، و از کسی در برابر کسی دیگر، در ملا عام و در مقابل گوش ها و چشم های دیگران با این استدلال (ارجاع به خود) حمایت کند، و این ارجاع به خود و نظر خود را در میانه ی این هنگامه اصلا بد یا مخالف انصاف یا تواضع نداند. این اعتماد به نفس و خود حق پنداری از کجا می آید؟ چه چیزی باعث میشود آدم ها نه تنها باور کنند فصل الخطاب و ملاک حق و باطل اند، بلکه آن را خیلی راحت جار هم بزنند و اعتقاد به آن را هم خیلی بدیهی از همه بخواهند؟ آن موقع می گفتم طبیعی است و بدتر از آن هم طبیعی است، امروز اما نمی فهمم و به نظرم عجیب تر می آید.
*
بار آخری که یاد این ماجرا افتادم، وقتی بود که داشتم این سخنان مقام معظم رهبری را در دیدار با کارگزاران نظام اسلامی می خواندم، و به قسمتی از آن رسیدم که لحن و محتوای آن باز یادآور همان ماجرا بود:
«ما عرض كرديم جذب حداكثرى، دفع حداقلى. البته معيار و ميزان، اصول و ارزشهاست. انسانها از لحاظ ايمان در يك حد نيستند. ما در بين خودمان آدمهائى داريم ضعيفالايمان، آدمهائى داريم كه ايمانشان قوىتر است. بايد راه بيائيم. نميشود ضعيفالايمان را دفع كرد، نميشود فقط به كسانى چشم دوخت كه قوىالايمانند؛ نه، ضعفا را هم بايد در نظر داشت. كسانى كه خودشان را قوى ميدانند، آن كسانى را كه ضعيف ميدانند، ملاحظه كنند، مراعات كنند، دفع نكنند. آن كسانى كه جزو مجموعه هستند، ليكن بر اثر اشتباه و غفلت كنار افتادند، جدا افتادند، اينها را به خود بياورند؛ اينها را نصيحت كنند، دلالت كنند، راه را به آنها نشان بدهند، آنها را برگردانند. اينها مسائل اساسى است.»
و تعجب کردم که باز چه طور دوستانی بدون توجه به لحن و محتوای ثابت و از موضع بالای سخنان، فقط از عنوانی که برای سخنان گذاشته شده دعوت به وحدت و تمایل به نرمش را فهمیده اند و خوش باورانه از تغییر می گویند. به همین خاطر به نظرم خوب است اگر حال و وقت گوش دادن به تمام سخنرانی را ندارند، دست کم این قسمت اش را گوش کنند. گوش کنند و نه فقط بخوانند، از آن جا که لحن هم در ارتباط محاوره ای واجد و منتقل کننده معنا است؛ گاهی، و برای برخی، حتی بیشتر از محتوای گزاره ای کلام شان.
0 comments:
ارسال یک نظر