سعدی خوانی در دقیقه ی نود
«هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی،
الا بر آن که دارد با دل بری وصالی.
دانی کدام دولت در وصف می نیاید؟
چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی...
سال وصال با او یک روز بود گویی،
و اکنون در انتظارش روزی به قدر سالی.
ایام را به ماهی یک شب هلال باشد،
و آن ماه دل ستان را هر ابرویی هلالی.
صوفی نظر نبازد جز با چنین حریفی؛
سعدی غزل نگوید جز بر چنین غزالی...»
پ.ن.
- سی پاره به کف در چله شدی؛ سی پاره من ام ترک چله کن
2 comments:
خوشحالم از پا گذاشتن به عالم مجازی ذهن و دلتان و اینکه اومده بودم عید دیدنی...برای آرزوی خوشی و برقراری در سال نو ...
لطف کردید.
برای شما هم سال خوبی باشد
ارسال یک نظر