این که برای رفع خستگیِ دوست و هم سفرت بنشینی پشت رلِ ماشین اش و تصادف کنی، از بدترین انواع تصادف است.
مخصوصا وقتی اولین تصادف جاده ای ات هم همین باشد.
مخصوصا تر وقتی که مقصر، ماشینِ رو به رویی ای باشد که سبقت گرفته است؛ اما حتی بر نگردد پشت سرش را نگاه کند.
البته باز هم شُکر دارد که وسط این برهوت، ده متری گاردِ ریل پیدا می شود که بخوری توش و چپ نکنی.
ء
مخصوصا وقتی اولین تصادف جاده ای ات هم همین باشد.
مخصوصا تر وقتی که مقصر، ماشینِ رو به رویی ای باشد که سبقت گرفته است؛ اما حتی بر نگردد پشت سرش را نگاه کند.
البته باز هم شُکر دارد که وسط این برهوت، ده متری گاردِ ریل پیدا می شود که بخوری توش و چپ نکنی.
ء
9 comments:
حیف شد!:دی
این نظر ربطی به نظر قبلی نداره. کلا حلوای فیلسوف جماعت خوردن داره، کسانیکه به قول حسین پناهی به "کفش تنگ" می مانند!:دی
آدم چار تا رفیق مثل شما داشته باشه ...
بالاخره مُده تو این مملکت شاعرا در مورد هر چیزی اظهار نظر کنند دیگه! خدا بیامرزدش...
ء
تصادف یا صدفه ؟
فرقشون چیه ؟
اگه گارد ریل نبود شاید کمتر خسارت بار می اومد...
اگر اون نمی خوابید...
اگر استراحت نمی کرد...
تصادف یا صدفه؟
شاید.
شاید اصلا اگه چپ می کرد به تر بود حتی. کی می دونه
شاید...
ء
من حق می دم به شاعرا مگه چیشون از آخوندا کمتره
هیچی. فقط مشکل اش اینه که این استدلال انجام هر کاری رو موجه می کنه!
همون طور که وجود احمدی نژاد به هر اندازه از اعتماد به نفس، وقاحت، حاشا، دروغ گویی و پستی اجازه ی وجود می ده.
ء
از خداوند سپاسگزارم برای هرآنچه که در دایره ی "جای شکرش باقیه" جا می گیرد.
من هم.
بالاتر، استغفار می کنم از شکر نکردنِ "هر آن چه که ...
ء
ارسال یک نظر