شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۷

بسط فیزیکی می یابم، پس هستم

اگر خبرگزاری فارس امین بوده و این گفته ی آقای حداد، فیلسوف سابق و سیاست مدار فعلی، را صحیح نقل کرده باشد:
ء
ء
نه تنها باید به خاطر این اظهارات غریب شان (در باره ی"ارزش وجودی هر موجود و تابعیت آن از قلمروی حضور فیزیکی آن"، و "ربط پرمایگی هستی و حضور در محدوده ی وسیع تر"، و "زنجیره ی حضور و آگاهی و دانایی و توانایی") در آن منطق ای که ایشان آموخته و کانت ای که ترجمه کرده و فلسفه ای که درس داده شک کرد؛
که باید نگاه اخلاقی و معنوی ایشان را هم (با "نسبت دادن سطح بالاتری از هستی به بسط فیزیکی" و "تابعیت ابعاد وجودی از ویژگی های فیزیکی") محل ابهام و تردید دانست.
ء
ء
ء
*
البته می توان برای فرار از مشکلات منطقی-فلسفی این اظهارات، به فیزیکالیسم ای تام متوسل شد: فیزیکالیسم ای که در آن نه تنها تمام ویژگی های وجودی، تابع ویژگی های فیزیکی است؛ بل که حتا از میان ویژگی های فیزیکی هم فقط یک ویژگی حائز اهمیت است: امتداد و بسط فیزیکی. (به اقتفای دکارت، لابد. هر چند دکارتِ غیرفیزیکالیست، "امتداد" را ویژگی جوهر فیزیکی می دانست، و "اندیشه" را ویژگی جوهر ذهن، برای «بودن» اش)
برای گریز از تبعات اخلاقی-معنوی آن هم، البته، می توان در ایراد لفظ "تابع" تدقیق کرد، و ادعا کرد که غرض ایشان تابعیت تام نبوده، و تنها یکی از عوامل تبعیت را بر شمرده اند؛ و این منافاتی با چند متغیره بودن تابع مذکور ندارد.
حالت سومی هم البته هست: این که قائل سخنان فوق، اخیرا علائق و مطالعاتی در زمینه ی اندیشه ی پست-مدرن پیدا کرده باشد؛ و لذا در این چارچوب های محدود منطقی-فلسفی/اخلاقی-معنوی نگنجد.
ء