یکشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۷

ملال و انقلاب

.
روایت «پرنده‌ی من» را، از ملالِ زندگیِ زناشویی و شوقِ سفر، بیش‌تر از «جاده‌ی انقلابی» دوست داشتم.
.

3 comments:

ناشناس گفت...

مرسی پرنده من؛ به دوستان گرمابه و گلستان تان بفرمایید این دوست داشتن ها را:)

ناشناس گفت...

عجیبه ! شما اولین کسی هستید که دیدم پرنده ی من رو خونده و دوستش داشته ! به گمونم حالتون سرجا نبوده...
نه؟

sdrsd گفت...

آروین؛
البته هم‌گرمابه‌گی و هم‌گلستانی (به فرض که چنین باشد) نه علت هم‌ذائقگی در رمان‌خوانی و ادبیات می‌شود، نه دلیل آن.
وانگهی، این اظهار نظر در مقام مقایسه‌ی میان این دو بود: هنوز دلیل یا علت‌ی وجود ندارد که، مثلا، «رویای تبت» را بیش‌تر دوست نداشته باشم. :)

زهرا؛
شاید. شاید هم همیشه سر جای‌ش نیست. شاید هم، متاسفانه، چندان با جامعه‌ی آماری نرمال شما نمی‌خوانم.