آروین؛ البته همگرمابهگی و همگلستانی (به فرض که چنین باشد) نه علت همذائقگی در رمانخوانی و ادبیات میشود، نه دلیل آن. وانگهی، این اظهار نظر در مقام مقایسهی میان این دو بود: هنوز دلیل یا علتی وجود ندارد که، مثلا، «رویای تبت» را بیشتر دوست نداشته باشم. :)
زهرا؛ شاید. شاید هم همیشه سر جایش نیست. شاید هم، متاسفانه، چندان با جامعهی آماری نرمال شما نمیخوانم.
3 comments:
مرسی پرنده من؛ به دوستان گرمابه و گلستان تان بفرمایید این دوست داشتن ها را:)
عجیبه ! شما اولین کسی هستید که دیدم پرنده ی من رو خونده و دوستش داشته ! به گمونم حالتون سرجا نبوده...
نه؟
آروین؛
البته همگرمابهگی و همگلستانی (به فرض که چنین باشد) نه علت همذائقگی در رمانخوانی و ادبیات میشود، نه دلیل آن.
وانگهی، این اظهار نظر در مقام مقایسهی میان این دو بود: هنوز دلیل یا علتی وجود ندارد که، مثلا، «رویای تبت» را بیشتر دوست نداشته باشم. :)
زهرا؛
شاید. شاید هم همیشه سر جایش نیست. شاید هم، متاسفانه، چندان با جامعهی آماری نرمال شما نمیخوانم.
ارسال یک نظر