چهارشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۸

زبان، طبيعت و سياست



شبيه محيطي طبيعي است زبان. اجسام خارجي و حتي غيرطبيعي را مي‌گيرد و بعد از مدتي، چنان در خود جذب مي‌كند و به شكل خود در مي آورد كه از ديگر اجزاي محيط قابل تفكيك نباشند. چنين است كه وقتي در محاورات معمولِ مثلا- اداري مي‌شنوي كه جمع كلمه «انگليسي» ”فرم” به شيوه مانوس جمع مكسرسازي «عربي» جمع بسته شده و حالا ”اَفرام” براي گوينده «فارسي» چنان معمول است كه گويا هرگز غريب يا مجعول نبوده است، ياد تصوير پيچي فلزي مي افتي كه در محيطي آبي افتاده باشد و حالا، پس از زنگ زدن و از شكل و جلا افتادن، آن قدر رنگ و روي اش رفته باشد و شكل اش تغيير كرده باشد و سبزه و خزه روي اش را پوشانده باشد، كه تمايز و بيگانگي اش با محيط توي چشم و ذوق نزند، و بتوان آن را به عنوان جزئي از محيط طبيعي آبي و سبزي پذيرفت. هم‌چنين است وقتي جمع پاكت (”پاكات”) را مي‌شنوي، كه با گرفتن ”ت” اش به نشان تانيث، به قاعده جمع مونث جمع بسته شده است، و حالا چنان جا افتاده و معمول شده است كه هيچ كس نشاني از بيگانگي‌ها و خلاف‌كاري‌ها در سابقه و ناصيه و دوسيه اش نمي‌بيند.
گويا زبان نيز مانند محيط طبيعي چنان همه چيز را در خود مي‌گيرد و جذب مي‌كند و به رنگ خود در مي‌آورد، كه بسياري در بادي نظر بپندارند هر چيز از ازل اين‌چنين و اين‌جايي بوده است، تا آن جا كه قدما بگويند تنزل الاسماء من السماء.
*
پ.ن.
تجربه مي‌كنم چه طور مي‌توان اتفاقات و تغيير و تحولات مهم محيط خارجي را ناديده گرفت، و آشفتگي‌ها و دل‌نگراني‌هاي دروني را هم نهفت، و در اين ميانه، درباره در و ديوار و زبان و ادبيات و باقي موضوعات خنثي و بي‌خطر حرف زد.
نيز مي‌آموزم كه كمبود جي‌ميل را چه طور مي‌توان با بلاگر پر كرد، وقتي محصولات مختلف گوگل به اشكال مختلف جزء مصاديق فيل.ترينگ قرار مي‌گيرند.

1 comments:

Kasra گفت...

Hamin ke hasti khoobeh