‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب. نمایش همه پست‌ها

جمعه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۶

عیش نوروزی 3

وقتی نیچه گریست، اروین یالوم (نشر کاروان، 4800 تومان): به پیشنهاد یکی از دوستان خواندمش. بهتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم. ظاهرا یک بار در سال 81 از آلمانی ترجمه شده و نشر نی چاپ اش کرده، من ترجمه ی از انگلیسی سپیده حبیب را خواندم.

نویسنده استاد روان درمانی استنفورد است و این چندمین رمان آموزشی است که در باره ی روان درمانی اگزیستانسیال نوشته است. ایده ی اصلی این است که هجوم وسواس های فکری ای که ذهن را رها نمی کند، در واقع پوششی است برای مواجه نشدن مستقیم با مشکلات وجودی ای نظیر میرایی و فنا، فراموش شدن پس از مرگ، ترس از دیده نشدن، بیهودگی و تنهایی؛ با این پیش فرض، درمانگر در کاوش معناهای وجودی مرتبط با هر کدام از تصاویر ذهنی آزار دهنده و سپس محو آن ها می کوشد.
می شود چیزی شبیه تلفیق اندیشه های وجودی با روان کاوی، مثلا ترکیب نیچه و فروید.

داستان، شرح ملاقات خیالی یوزف برویر (استاد فروید و بنیان گذار روان کاوی) با نیچه و تلاش دو جانبه برای درمان است. نویسنده کوشیده طوری داستان را بنویسد که به کار آموزش دانشجویان بیاید، اما اگر وسواس های فکری ای دارید که رهای تان نمی کند خواندن کتاب دست کم به اندازه ی یک جلسه ی روان کاوی می تواند مفید باشد!

تصویری که از نیچه و برخی مضامین مثل بازگشت جاودانی ارائه کرده قدری کاریکاتوریزه است؛ نیچه ای که در عمق وجود خواهان زندگی آرام و محفل مریدان است، و خیلی از اندیشه های اش در تحلیل نهایی تنها سرپوشی است برای این تنهایی جان کاه و موقعیت نامطلوبی که در آن است.

می شد انتظار تبدیل شدن اش را به فیلم داشت: نیچه اش به اندازه ی جان نش ذهن زیبا جذاب است، و ماجراهای تاریخی و خاله زنکی اش جذابیت های رمز داوینچی را دارد. هر چند بعید می دانم فیلم اش به خوبی رمان شود.

***

آهسته وحشی می شوم، حسن بنی عامری (نشر چشمه، 2500 تومان): من تا به حال از بنی عامری چیزی نخوانده بودم. از نثر و لحن، شیوه ی روایت، تعلیق، و حس و آهنگ کلی اش زیادی خوش ام آمد. (آخرین داستانی که به این قوت خوانده بودم "نام ها و سایه ها" ی اخوت بود.)
من دیوانه ی این طور دیوانه وار، سیال و آهنگین نوشتن ام.
خواستم چیزی در باره ی آهنگ نثرش بگویم، دیدم توصیف نویسنده پشت جلد کتاب گویاتر است:
"...این رمان تجربه ای است از نثر و از عشق برای رسیدن به طراحی رنگ و نور و صدا و به خصوص موسیقی در لایه های ارگانیک خاطره های به هم تنیده ی یک سیاه باز و شاید دخترش و شاید تمام آن هایی که در رسیدن این دو به هم و به آن ها دخیل بوده اند."

ء

شنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۸۶

عیش نوروزی 2


مجموعه ی نامرئی، ترجمه ی علی اصغر حداد (نشر ماهی، 6000 تومان): مجموعه ی 45 داستان کوتاه از 26 نویسنده ی آلمانی زبان (آلمان، اتریش و سوئیس) است.
دو سه روزی می شود با آن زندگی کرد.
نشر "ماهی" همین طور پیش برود تبدیل می شود به انتشاراتی ای که اسم اش روی هر کتابی باشد باید خواندش. مجموعه ی داستانِ کوتاهِ قبلیِ آمریکایی اش _"خوبی خدا"، ترجمه ی امیرمهدی حقیقت_ هم به همین خوبی بود.
انتخاب داستان خوبی دارد_مثل این می ماند که مجموعه داری مجموعه اش را که در طول سالیان جمع کرده به نمایش گذاشته باشد_ و ترجمه ی بسیار خوب. برخی داستان ها و ترجمه های اش به درد این می خورند که آدم را از داستان کوتاه نوشتن و ترجمه، هر دو، ناامید کنند.
مجموعه ی نسبتا قطوری است (496 صفحه)، اگر همه اش را نخواستید بخوانید این ها را حتما ببینید:

"مرده ها سکوت می کنند"، آرتور شنیتسلر؛
"داستانی برای تاریکی"، راینر ماریا ریلکه؛
"کاغد مگس کش"، روبرت موزیل؛
"مجموعه ی نامرئی"، اشتفان تسوایگ؛
"همه چیز"، اینگبورگ باخمن؛

"ساعات ناامیدی"، توماس مان؛
"سقراط مجروح"، برتولت برشت؛
"کاری صورت خواهد گرفت"، هاینریش بل؛
"جرم"، ولف دیتریش اشنوره؛
"لوکاس، رعیت نرمخو"، زیگفرید لنتس؛

"طرح"، ماکس فریش؛
"تصویر سیزیف"، فردریش دورنمات

واقعا به گزین شده اند.

سه‌شنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۸۶

عیش نوروزی 1

1. «عمر خیام» طرح نو، علیرضا ذکاوتی قراگوزلو(2300 تومان): یکی از سنت های پسندیده این است که آدم کتابی را که می خواهد خودش بخواند برای دیگران هدیه بخرد. من این کتاب را به همین منظور برای برادرم خریدم، گر چه انتخاب مناسبی نبود گویا. به نظرم به اندازه ی باقی کتاب های این مجموعه خوب نیست. دست اول نیست و نظر اصیل و یکپارچه ای را دنبال نمی کند. ترانه های خیام هدایت با همه ی ضعف ها و جانب داری ها، از این جهت که یک نگاه کلی بر تحقیق اش غالب است، اثر تحقیقی ارزشمندتری است.
اطلاعات خوبی دارد اما حجم زیادی شان را در صفحات اندکی جا داده. یک فصل دارد به نام "با فیلسوفان و متکلمان اسلامی" که در آن نویسنده کوشیده تمام آرای تمام متکلمین و فلاسفه ی اسلامی را در باره ی تقریبا همه چیز در سی صفحه بیاورد! شیوه ی نگارش و تحقیقی که یا از محققان تازه کار بر می آید یا نویسندگان وسواسی.
خوبی اش این است که یک روش معین ارائه کرده و بر مبنای آن رباعیات جمع شده در تمام تصحیح های معتبر (مجموعه ی فروغی، مجموعه ی طربخانه ی همایی، مجموعه ی نادره ی ایام،...) را ارزیابی و گردآوری کرده است.
*
2. درآمدی بر فلسفه ی اخلاق، هری گنسلر، ترجمه ی حمیده بحرینی، ویراسته ی مصطفی ملکیان (قیمت نداره، فکر کنم حدود 5000 تومان): برای آشنایی ابتدایی با فلسفه ی اخلاق خوب است. این کتاب و باقی کتاب های این مجموعه که عمدتا از فلسفه های مضاف هستند، ترجمه ی "آشنایی با فلسفه های معاصر" راتلج اند و انتشارات آسمان خیال چاپ شان می کند. صفحه بندی، چاپ، ترجمه و ویراستاری خوبی هم دارند.
البته کتاب مقدماتی است. نویسنده گفته کتاب را برای دانشجویان کارشناسی که یکی دو درسی هم در فلسفه گذرانده اند نوشته، اما می شود به عنوان یک درس عمومی در سایر رشته ها ارائه شود. (به درد تدریس در دبیرستان هم شاید بخورد.)
اگر نمی خواهید همه اش را بخوانید نگاه کردن به فصول 10 و 11 برای به دست آوردن دید اجمالی، آشنایی با پیامدگرایی و ناپیامد گرایی، و دیدن شرح اجمالی دیدگاه های راس، رالز و نازیک بد نیست.
فصل آخر هم به کار بردن تمام بحث های نظری کتاب درباره ی یک موضوع عملی _سقط جنین_ است. نویسنده ی کتاب خودش جزء کانتی هایی است که مطابق قاعده طلایی مخالف سقط جنین است، حتی مخالف سقط جنین در موارد معلولیت نوزاد! (قابل توجه مرحوم ملاقلی پور) البته کانتی هایی هم هستند که با اصول مشابه، موافق سقط اند. (مشهورترین شان فیلسوف اخلاق معروف، هِر، است.)
یک نکته ی جالب هم توصیف ناشر از ویراستار کتاب در مقدمه ای است که بر آن نوشته: "نادره ی تاریخ فرهنگ مان..."! نمی دانم نظر خود آقای ملکیان در این باره چیست. ء
*
3. آموزه های صوفیان، سید حسین نصر (قصیده سرا، 1950 تومان): برای دیدن یک روایت تئوریک و فلسفی از تصوف کتاب خوبی است. نیز برای آشنایی با جهان بینی و انسان شناسی اجمالی تصوف، طبیعتا از نگاه یک تئوریسین سنت گرایی (حکمت جاودان). برای دیدن شرحی مختصر درباره ی نسبت تصوف و تشیع هم فصل هشتم آن مناسب است.
کتاب، ترجمه ی خوبی هم دارد.
*
4. حباب شیشه، سیلویا پلات (نشر باغ نو، 3000 تومان): نثر خوبی دارد، ترجمه ی خوبی هم (گلی امامی). شیوه توصیف و روایت جذاب و موجزی دارد.
به داستایوفسکی نمی رسد حتما، اما توصیفات روان شناسانه ی خوبی دارد در باره ی تردیدها و تعارض های یک زن میان نقش اجتماعی و شخصیت مستقل و زندگی آزادش با همسر بودن و مادر شدن و عشق و دمدمی مزاجی و ...
برخی جملات اش ارزش مثل شدن دارد.
توصیفات خوبی هم در باره ی اندیشیدن به شیوه های خودکشی و احوالات به هم ریخته دارد؛ مخصوصا توصیفات اش در مطب و بیمارستان روان پزشکی. بعضی نویسندگان وطنی این جور آغاز و پایان در تیمارستان را در نوشته های شان تجربه کرده اند (دو دنیای گلی ترقی: اتفاقا انجام هر دو رمان تقریبا به هم شبیه اند، گر چه سرنوشت نویسنده ها چندان به هم شبیه نبوده)، هر چند برخی از دوستان شاید بتوانند چیزهای بهتری بنویسند! (در راستای تبلیغ برای تولید کالای ایرانی)
بدی رمان های این شکلی این است که آدم را تحریک می کند بنشیند رمان بنویسد.
*
پ.ن.
از نامجوهایی که _من_ جدیدا شنیده ام این سه تا خیلی خوب اند: بگو بگو، نوبهاری، گذر گذر.


چهارشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۵

کتاب ها

سخت است از کتاب ها دل ببری. از شهوت کتاب خریدن، از شهوت کتاب دیدن. از حرص و طمع بیش تر خواندن.
شاید این آخرین دل بستگی و حسرت باشد که پیش از مرگ از دل کنده شود.
به قول مارکوس اورلیوس
«عطش نسبت به کتاب ها را فراموش کن؛ تا نه با تلخ کامی بل که با شادمانی با مرگ روبه رو شوی و از صمیم قلب خدایان را شاکر باشی.»

***

کتاب های نیمه خوانده ی زیادی هست. کتاب های نخوانده ی زیادی هم.
گاهی می نشینم جلوی ردیف کتاب های در صف انتظار و با حسرت به آن ها می نگرم و به وقت نداشته می اندیشم.
گاهی می نشینم رو به روی شان و بدون حسرت خوردن یا حرص زدن فقط از ردیف کنار هم نشسته شان لذت می برم.
گاهی از این که هر کدام این کتاب ها عمر کسی بوده است و اینک چه پوچ در این گوشه ی جهان افتاده اند، و حیات و طراوت شادی ها یا رنج های مولف یا مترجم را هنگام تالیف یا ترجمه ندارند رنج می برم. یعنی راست اش دچار پوچی می شوم از خواندن و نوشتنی که به کار افزودن ردیف گورها در گورستان کتاب خانه های خاک خورده بیاید.
گاهی از ترس فراموش شدن کتاب ها آن ها را روی هم نمی گذارم، کنار هم می چینم. تا بل که با دیدن جلد و نام شان به حیات آن بی چاره ها معنایی ببخشم.
گاهی کتابی را که مدت ها پیش خوانده ام باز می کنم و از این که چیزی از آن به یاد ندارم، یا وقتی می خوانم اش چیز متفاوتی از گذشته ها دست گیرم می شود حس بدی پیدا می کنم. مثل یادآوری خاطره ای که دیگر برای ات مهم نباشد یا به رنگ و شدتی دیگر باشد حال آن که در زمان وقوع اش می پنداشتی مهم ترین اتفاق زندگی ات بل تاریخ و جهان است، و حتی رنگ و بوی اش امروز متفاوت از رنگ و بوی به زعم تو یکتای آن زمان ها باشد.

***

بر حرص های زیادی غلبه کرده ام، بر جاه طلبی های بسیاری هم. ( یا چنین می پندارم.) اما هنوز بر حرص کتاب جمع کردن و خواندن نتوانسته ام چیره شوم. هنوز بر جاه طلبیِ دانستن نتوانسته ام پیروز شوم.
هنوز از کتاب ها انتظاری دارم. هنوز -کودکانه- فکر می کنم پرسش ها باید جواب داشته باشند. هنوز امید دارم که تشنگی پرسش ها را کتاب ها آبی باشند.

***

فولدر شاطری بازاست. یکی از فایل های اش را اجرا می کنم.
زخرف می خواند:
و رحمة ربک خیر مما یجمعون... (43:32
)