مزار
هزاران اند
هزاران
درون من میزارند
بی آن که آرام شوند.
هزاران اند
که هنوز
رفتن ات را باور نکرده اند،
و هر بار
با هر بهار
خزان را به یاد می آورند.
sdrsd@ ۱۶:۳۰ 1 comments
sdrsd@ ۱۹:۵۸ 7 comments
sdrsd@ ۲۱:۱۳ 5 comments
sdrsd@ ۰۳:۰۰ 4 comments
sdrsd@ ۰۱:۲۱ 4 comments
sdrsd@ ۲۳:۳۳ 0 comments
sdrsd@ ۲۲:۵۷ 0 comments
sdrsd@ ۱۸:۳۷ 0 comments
sdrsd@ ۱۷:۵۳ 0 comments
sdrsd@ ۱۷:۳۶ 0 comments
sdrsd@ ۰۵:۰۱ 0 comments
sdrsd@ ۰۴:۲۴ 0 comments
sdrsd@ ۱۹:۰۰ 4 comments
sdrsd@ ۰۵:۵۰ 1 comments
sdrsd@ ۱۴:۲۸ 8 comments
sdrsd@ ۱۷:۴۳ 2 comments
sdrsd@ ۰۸:۵۴ 3 comments